عدالتسرا

لوگوی عدالت سرا

شرایط حضانت فرزند چیست؟

حضانت فرزند مشترک

حضانت چیست؟

حضانت از نظر لغوی به معنای حفظ و نگهداری و پرورش دادن است. اما از نظر اصطلاحی حضانت به معنای نگهداری و تربیت فرزند است اعم از تربیت مادی و معنوی که شامل هر اقدامی که لازمه ادامه حیات و پرورش روح و جسم او باشد می شود. اگر چه بنظر میرسد حضانت بیشتر مربوط به وضعیت و تامین سلامت جسمی کودک است اما مراقبت روحی و اخلاقی و تربیتی او نیز باید در نظر گرفته شود چون شخصیت و ابعاد مختلف آن در دوران کودکی شکل می گیرد. در واقع حضانت اقتداری است که قانونگذار به منظور نگهداری و تربیت اطفال، به پدر و مادر آنان اعطا کرده است.

مطلب مرتبط: مهریه در عقد موقت

موارد حضانت و تفاوت آن با ولایت چیست؟

حضانت شامل چه چیزهایی می شود؟

با توجه به معنای حضانت، می توان گفت که حضانت به طور کلی شامل دو موضوع می شود. یکی «نگهداری» و دیگری «تربیت». نگهداری به معنای مواظبت جسمی است که شامل مواردی مثل شیر دادن، نظافت کردن، پوشاندن لباس، بردن نزد پزشک و امثال آن می شود. اما تربیت به بعد روحی و معنوی کودک مربوط می شود که شامل مواردی مانند آموزش آداب و رسوم معاشرت و مسائل اخلاقی، تحصیل، فراگیری حرفه و صنعت جهت اداره امور خود در آینده می شود و در همین راستا ماده ۱۱۷۸ قانون مدنی مقرر داشته «والدین مکلف هستند که در حدود توانایی خود به تربیت اطفال خویش بر حسب مقتضی اقدام کنند و نباید آن ها را مهمل (بیهودگی و عاطل و باطل نگه داشتن) بگذارند.»

در قانون مدنی منظور از ولی، پدر و جد پدری می باشد و نیازی به حکم دادگاه ندارد. پدر و جد پدری با هم برابرند و هر تصمیمی که یکی از آن ها برای طفل بگیرد صحیح است. ولی کودک، در همه امور مالی و غیرمالی او حق دخالت دارد و هر آنچه که به صرفه و صلاح او باشد را می تواند انجام دهد. مانند فروختن یا اجاره دادن اموال طفل، یا اجازه ازدواج و سایر موارد دیگر. بنابراین مادر، والدین مادر و یا خواهر و برادر جزء ولی طفل محسوب نمی شوند.

مطلب مرتبط: طلاق چیست و انواع آن کدام است؟

دو اصطلاح ولایت و حضانت با هم متفاوت می باشند و از تفاوت آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. حضانت مربوط به مراقبت و نگهداری از کودک و سرپرستی او در همه امور است اما ولایت غالباً مربوط به امور مالی از جمله حفظ و نگهداری و اداره اموال مولی علیه (کودک یا صغیر یا مجنون) است.
  2. حضانت امری مشترک میان والدین کودک است اما ولایت صرفاً متعلق به پدر یا جد پدری است.
  3. کودک از ابتدای تولد، تحت ولایت قهری پدر و جد پدری قرار می گیرد و تا زمان رشد و بلوغ ادامه می یابد.
  4. اما حضانت این گونه نیست چون گاهی در زمان طلاق و جدایی والدین، سرنوشت کودک نامعلوم است و بستگی به توافق والدین و یا نظر دادگاه دارد.
حضانت فرزند مشترک
حضانت فرزند مشترک – عدالت سرا

مدت یا سن حضانت

طبق ماده فوق، مادر در نگهداری کودک (دختر یا پسر) تا سن هفت سالگی نسبت به پدر اولویت دارد و علت آن هم این است که در این سن کودک بیشتر به مادر وابسته بوده و مادر بهتر می تواند از وی نگهداری کند. اما پس از ۷ سالگی به واسطه ارتباط اجتماعی بیشتر پدر، حضانت قانوناً با پدر است تا هر روشی را که لازمه نگهداری و تربیت کودک است را به کار ببندد. همانگونه که در رابطه با مدت حضانت قانون مدنی در ماده ۱۱۶۹ مقرر نموده است:

“برای حضانت و نگهداری طفلی که ابوین (پدر و مادر) او جدا از یکدیگر زندگی می کنند، کادر تا سن هفت سالگی اولویت دارد و پس از آن با پدر است و مطابق تبصره ماده ۱۱۶۹، بعد از هفت سالگی در صورت حدوث اختلاف، حضانت طفل با رعایت مصلحت کودک به تشخیص دادگاه می باشد.”

مطلب مرتبط: نحوه مالکیت و استرداد جهیزیه

حقوق و تکالیف والدین در مدت حضانت

حضانت و نگهداری از کودک و فرزند، هم حق و هم تکلیف والدین است. بنابراین کودک را نمی توان از والدین یا از پدر و یا از مادری که حضانت کودک یا طفل با او است گرفت مگر در صورت وجود علت قانونی. هیچ یک از والدین حق ندارند در مدتی که حضانت فرزند به عهده او است از نگهداری او امتناع کند و از این جهت نمی توانند حتی مطالبه اجرت و دستمزد کنند. اما به دلیل اینکه نفقه کودک با پدر می باشد مادر در مدت حضانت، می تواند علیه پدر مبادرت به اقامه دعوای مطالبه نفقه فرزند مشترک را نماید و دادگاه با تعیین کارشناس در این خصوص تصمیم گیری می نماید.

حضانت قابل انتقال به شخصی به غیر از والدین و یا قابل اسقاط نیست اما تحت شرایطی که در قانون تعریف شده است، ممکن است به واسطه مثلاً اعتیاد یا جنون یکی از والدین یا هر دو آن ها، برای مدتی حضانت آن ها سلب شود و مانعی موقتی در نگهداری فرزند به وجود آید. استخدام مربی برای نگهداری و تربیت کودک در مدت حضانت به معنای انتقال حضانت نیست بلکه به معنای تفویض آن یعنی اختیار نگهداری به طور موقت است.

حضانت فرزند مشترک
حضانت فرزند مشترک – عدالت سرا

حضانت کودک در زمان طلاق و فوت والدین

حضانت کودک حق انحصاری پدر و مادر است و تا زمانی که صلاحیت قانونی و شرعی دارند و مانعی در میان نباشد، هیچ کسی حق سلب حضانت و یا ادعایی را در این خصوص نمی تواند داشته باشد مگر در زمان بروز طلاق یا فوت والدین و امثال آن.

الف. حضانت در زمان فوت والدین

در صورت فوت یکی از والدین، حضانت بر عهده دیگری است. یعنی اگر پدر فوت کند حضانت با مادر است و چنانچه مادر فوت کند، حضانت با پدر است. ولی در صورت فوت هر دو آن ها، حضانت با جد پدری است و در صورت نبودن جد پدری، اگر قبلا کسی توسط پدر یا جد پدری به عنوان وصی بعد از فوت تعیین شده باشد، مسئولیت حضانت بر عهده وصی است که البته وصی می تواند از این بابت مطالبه اجرت نماید که از محل دارایی کودک به او پرداخت می شود. در صورت نبودن وصی، یا اینکه پدر و مادر در دسترس نباشند، با قیم یا امینی است که از سوی دادگاه یا پیشنهاد اداره سرپرستی تعیین و منصوب می شود.

ب. حضانت در زمان طلاق والدین

اگر به واسطه انحلال نکاح و جدایی والدین و یا به دلیل ناسازگاری آنها و بدون اینکه طلاقی واقع شده باشد و والدین صرفاً جدا از هم زندگی می کنند، حق حضانت آن ها از بین نمی رود و مادر تا ۷ سالگی کودک، طبق قانون مسئولیت و حق حضانت را بر عهده دارد و اگر کودک نزد پدر یا خانواده پدری باشد زن می تواند از طریق دادگاه کودک را در اختیار بگیرد. والدین را نمی توان از حق ملاقات و رویارویی با فرزند خود محروم کرد و همچنین فرزند نیاز به توجه و دیدار والدین خود در مدت حضانت دارد.

الف. حق ملاقات فرزند قبل از طلاق

موضوع ملاقات فرزند منحصر به زمان طلاق نمی باشد گاهی در مواقعی موضوع ملاقات فرزند به قبل طلاق هم مربوط می شود. چنانچه به واسطه اختلاف شدید، والدین کودک جدا از یکدیگر زندگی کنند و کودک همراه پدر یا مادر باشد در این صورت شخصی که فرزند نزد او نیست می تواند با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست صدور حکم به ملاقات فرزند و تعیین مدت و مکان آنرا نماید.

ب. حق ملاقات فرزند بعد از طلاق

در هنگام صدور رای به طلاق در صورت وجود فرزند صغیر، دادگاه در خصوص حضانت و نگهداری طفل و نحوه ملاقات طرفی که فرزند تحت حضانت او نیست تصمیم گیری می کند. همچنین دادگاه ترتیب نگهداری و میزان هزینه آن را مشخص می نماید.

مطلب مرتبط: عدم تمکین به چه معناست؟

نفقه فرزند و ضمانت اجرای عدم پرداخت آن

نفقه همه آن چیزهایی است که کودک برای ادامه حیات و زندگی معمولی در جامعه به آن احتیاج دارد. نفقه کودک بر عهده پدرش است. اما اگر فوت کند یا قدرت و توان مالی برای انفاق به فرزندش را نداشته باشد، نفقه فرزند بر عهده پدربزرگ پدری می باشد و اگر جد پدری هم فوت کرده باشد یا در دسترس نباشد یا او نیز به دلیل فقر یا تنگدستی قدرت انفاق به نوه اش را نداشته باشد، در این صورت نفقه کودک بر عهده مادرش است.

کسی ملزم به انفاق است که متمکن از دادن نفقه باشد، یعنی بتواند نفقه را بدهد بدون اینکه از این حیث در وضع معیشت خود دچار مضیقه گردد. برای تشخیص تمکن، باید کلیه تعهدات و وضع زندگانی شخصی او در جامعه در نظر گرفته شود. پس اگر پدر یا مادر و سایر نزدیکان که ملزم به انفاق هستند بی کار باشند یا درآمد کافی نداشته باشند یا بدهکارند و قسط دارند و نمی توانند به فرزند یا کودک شان نفقه بدهند، در این صورت پس از اثبات این موضوع در دادگاه، نمی توان آن ها را مکلف به پرداخت نفقه نمود و در این صورت نفقه بر عهده سایر نزدیکان کودک می باشد.

ضمانت اجرای کیفری ترک انفاق فرزند

کسی که تکلیف پرداخت نفقه فرزند یا کودک بر عهده او است در صورت امتناع و خودداری از آن با اجبار و مجازات قانونی مواجه می شود. هر کس با داشتن استطاعت مالی، نفقه زن خود را در صورت تمکین او ندهد یا از تادیه نفقه سایر اشخاص واجب النفقه امتناع کند طبق ماده ۱۹ قانون مجازات اسلامی مصوب سال ۱۳۹۲ به حبس تعزیری درجه شش محکوم می شود. (یعنی حبس بیش از شش ماه تا دو سال)

تعقیب کیفری منوط به شکایت شاکی خصوصی است و در صورت گذشت وی از شکایت در هر زمان تعقیب جزایی یا اجرای مجازات موقوف می شود.

مطلب مرتبط: چگونه می توان به شکل قانونی از شوهر نفقه گرفت؟!

موانع و شرایط سلب

موانع حضانت، مواردی هستند که باعث می شود پدر یا مادری که حضانت با او است نتواند به صورت موقت فرزندش را نگهداری و تربیت کند و به عبارتی از او سلب حضانت می شود.

اگر مادر در مدتی که حضانت طفل با اوست مبتلا به جنون شود یا به فرد دیگری بعد از طلاق شوهر کند، از این رو حضانت از او سلب می شود و در این حالت حضانت کودک هر چند قبل از ۷ سالگی باشد با پدر خواهد بود و پس از فوت پدر مجدداً حضانت با مادر است هر چند قبلاً یا بعداً با شخص دیگری ازدواج نماید. همچنین جنون پدر نیز موجب سقوط حضانت پدر خواهد شد.

مصادیق انحطاط اخلاقی و عدم مواظبت عبارتند از:
  1. اعتیاد به الکل و مواد مخدر
  2. فساد اخلاقی و فحشاء
  3. تکرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف
  4. بیماری روانی با تشخیص پزشکی قانونی
  5. اجبار طفل به فحشاء و تکدی گری

جهت مشاوره حقوقی با وکیل پایه یک دادگستری به صفحه تماس با ما مراجعه فرمائید.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

به بالای صفحه بردن