نمونه رای استرداد طلا و اظهار انکار و تردید نسبت به رسید عادی
نمونه رای حقوقی

بازدید کننده بزرگوار، در این مقاله یک نمونه رای استرداد طلا برایتان قرار داده ایم تا با نحوه صدور رای در این زمینه آشنا شوید.

این نمونه رای که از شعبه دوم دادگاه (عمومی) حقوقی شهرستان فارسان صادر شده است درباره این موضوعات می باشد: استرداد طلاجات، رسید عادی، انکار و تردید نسبت به سند عادی، اعتبار شهادت شهود، مطالبه طلب، رای استرداد طلاجات، رای استرداد طلا

بیشتر بخوانید: نمونه اظهارنامه مطالبه طلب

چکیده رای استرداد طلا

اظهار انکار و تردید توامان بدون اینکه خوانده مشخص نماید که اظهار انکار نسبت به چه قسمتی از سند موصوف و یا اظهار تردید نسبت به کدام قسمت از این سند، است، خدشه ای به آن وارد نمی نماید.

مطلب مرتبط: نحوه مطالبه طلب در دادگاه حقوقی به چه صورت است؟

رای دادگاه (گردش کار)

در خصوص دعوای خانم … فرزند … با وکالت خانم … به طرفیت آقای … فرزند … با وکالت آقای … دائر به خواسته: «استرداد طلاجات تحویل گرفته در سال ۱۳۷۹ توسط آقای … و به انضمام کلیه خسارات دادرسی». بدین شرح که خواهان در شرح دادخواست مدعی است در تاریخ ۱۳۷۹ مقدار ۴۸ گرم و ۸۴ سوت طلا به آقای … جهت کسب و کار با این مقدار طلاجات، تحویل داده ام و در طی این ۲۰ سال گذشته تا به حال مکرراً (۵-۶ مرتبه) جهت استرداد این طلاجات به ایشان مراجعه کردم ولی هر بار با دلایل واهی یا با عدم حضورشان در آن زمان در منزل (حضور در زندان) مانع پس دادن طلاجات شده اند. جلسه آخر این مراجعات تاریخ ۲۹/۰۲/۱۳۹۹ می باشد که ایشان فرمودن تمامی طلاجات را به همراه سودشان به اینجانب تحویل داده اند در حالی که این سخن ایشان کذب محض می باشد. در جلسه رسیدگی نیز وکیل خواهان اظهار داشته اند موکل این مقدار طلا را به خوانده قرض داده بودند و طلاها هم ۱۸ عیار بوده است و دلایل موکل برای اینکه این مقدار طلا را به خوانده داده اند یکی رسیدی می باشد که به خط خوانده می باشد و دوم هم شهادت شهود به هویت آقایان … فرزند … و … فرزند … و خانم … فرزند … می باشد و خوانده برادر شوهر موکل می باشد. وکیل خوانده نیز در پاسخ به دعوا اظهار داشته اند اولاً سند عادی استنادی خواهان سندیت ندارد چرا که معلوم نیست طلاها بابت چه چیزی بوده است و هیچ شاهدی ذیل آن را امضاء ننموده او همچنین حسب مقررات آیین دادرسی مدنی و قانون مدنی ایجاب و قبول صورت نگرفته و حتی به امضاء خود خواهان نیز نرسیده است و نسبت به سند فوق انکار و تردید می نمایم. و همچنین مستندات خواهان فوق الذکر که در شعبه چهارم دادیاری فارسان نیز طرح دعوا نموده به هیچ عنوان مورد تایید قرار نگرفته است چرا که خواهان با دسیسه قبلی و با نقشه قبلی به همراه فرزند خود که به عنوان شاهد معرفی نموده با گوشی ضبط شده موبایل جهت ضبط کردن صدا به منزل اقوام موکل مراجعه کرده اند تا دلیل و مدرکی به دست بیاورند که تقاضای ارجاع به پرونده مذکور را دارم و همچنین خواهان ادعای طلبی از ۲۱ سال قبل می نماید که طبق عرف می بایستی اگر طلبی داشته اند بسیار زودتر به موکل مراجعه می نموده است. همچنین حسب اظهارات موکل و دفتر حساب مغازه وی طی سه الی چهار مرتبه نسبت به ادعای واهی خواهان مبالغ فوق به خواهان تحویل داده شده است که اسناد آن نیز موجود می باشد و حتی چندین بار طلب ادعایی خواهان به همسر ایشان به نام … پرداخت گردید ولی متاسفانه هر دو الی سه سالی یک بار خواهان ادعای طلب می نماید که موکل و خانواده وی جهت جلوگیری از مشاجره و حفظ آبرو کمک های فراوانی به خواهان و خانواده ایشان نموده اند همچنین طبق خواسته خواهان طلب وی حدود ۴۹ گرم بوده است که طبق نرخ طلا یک میلیون و پنجاه هزار تومان می باشد و می بایست نسبت به پرداخت هزینه دادرسی که ۴۹ میلیون تومان می باشد اقدام نماید. همچنین شهود متعدد و مطلعین بسیاری نیز حاضر به حضور و بیان حقیقت می باشند که اسامی شهود موکل عبارتند از … فرزند … و … فرزند … و … فرزند … و … فرزند … و همچنین موکل نیز حاضر به اتیان سوگند نیز می باشد. وکیل خواهان در ادامه بیان داشتند که اصل سند استنادی موکل الان در ید من می باشد و در جلسه به همراه من می باشد. و همچنین وکیل خوانده اقدام به دفاعیات متعارض نموده اند اول بیان می دارند که موکل ایشان بدهکاری ندارند و سپس بیان می نمایند که موکل دین خود را پرداخت نموده است و همچنین در خصوص ادعای وکیل خوانده مبنی بر اینکه سند موکل سندیت ندارد این ادعا واهی می باشد زیرا که اصل سند نزد موکل بوده و هم اکنون نیز اصل آن را به نظر دادگاه رسانیده ام و همچنین امضاء ذیل آن منتسب به خود شخص خوانده می باشد و مفاد آن نیز توسط ایشان نگارش یافته است و منظور از نگارش این متن و دریافت طلاها توسط خوانده به منزله قرض و کار کردن جهت کسب درآمد در ابتدای جوانیش بوده چرا که آن موقع وضع مالی خوبی نداشته است و جهت اثبات این ادعا شهادت فوق الذکر موکل مورد استناد است. همچنین در خصوص ادعای دیگر همکار محترم مبنی بر اینکه موکل پس از گذشت بیست سال به خوانده مراجعه نموده است به عرض می رساند که موکل به کرات جهت طلب خود مراجعه داشته اند ولی هر بار از پرداخت و ادای دین موکل به بهانه های واهی استنکاف نموده و شهودی هم در این خصوص حاضر به ادای شهادت می باشند که عبارتند از آقای … که دارای دفترخانه اسناد رسمی می باشند و … فرزند … و … فرزند … و … فرزند … و موقع تقدیم دادخواست موکل حسب قیمت روز، طلاها را تقویم نموده بودند و از مجموع اظهارات همکار محترم چنین بر می آید که موکل واقعاً از خوانده طلبکار بوده و به طور ضمنی در اظهارات ایشان این مورد به چشم میخورد وکیل خوانده نیز اظهار نمودند که در خصوص شهادت شهود موکل در پرونده شعبه چهار دادیاری شهادت داده اند که خواهان طلبی نداشته و ادعای واهی می نماید و همچنین موکل با اتیان سوگند در شعب مذکور بیان داشته اند که بدهی ندارد و در خصوص اینکه همکار محترم بیان داشته اند بنده اصل طلب را قبول داشته ام اولاً سند فوق به هیچ عنوان به امضاء خود خواهان نرسیده که تایید کند طلایی نزد موکل دارد همچنین به استحضار می رساند که در خصوص ادعای خواهان مبنی بر اینکه طلبکار است این می باشد که با توجه به رابطه خویشاوندی بسیار نزدیک مابین طرفین به گمان اینکه خواهان دچار مشکلات مالی می باشد و با توجه به ادعای واهی خواهان بارها و بارها به وی کمک های مالی بسیاری شد که ناگهان در طی مدت ۲۱ سال بعد نیز با ارائه سند عادی که مورد تایید موکل نمی باشد دوباره تقاضای مبلغ پول کرد لذا با توجه به ایرادات وارده بر اصل سند و ایجاب و قبول صورت نگرفته و مدت زمان طولانی مطالبه وی و اینکه ادعا می نماید تنها شاهد وی آقای … همسر وی می باشد و فرزندان وی در آن زمان صغیر بوده اند تقاضای رد دعوای ایشان را دارم. همچنین طبق ماده ۱۹۷ قانون آیین دادرسی مدنی در صورت لزوم موکل حاضر به اتیان سوگند مبنی بر عدم بدهکاری نسبت به خواهان می باشد.

دادگاه با عنایت به استناد طرفین به شهادت شهود اقدام به تشکیل جلسه و صدور قرار استماع گواهی گواهان نمود شاهد اول خواهان به هویت آقای … فرزند … پس از تفهیم مجازات شرعی و قانونی شهادت کذب و پس از اتیان سوگند شرعی بیان داشتند که خواهان همسرم هستند و خوانده هم برادرم هستند و در سال ۷۹ برادرم کرامت مغازه طلا فروشی داشتند و مایه مغازه اش را دو برادر دیگرم به هویت آقایان … و … داده بودند و چون مایه ایشان کم بود و کاسبی وی نمی چرخید و زن من و دو برادر دیگرم مقداری طلا به ایشان دادند و به عنوان قرض بود و همسر من به هویت خانم … ۴۸ گرم و ۸۴ سوت طلا به ایشان دادند و من نمیدانم چند عیار بود و خوانده تاکنون این طلاها را پس نداده است. شاهد دوم خواهان به هویت خانم … فرزند … پس از اتبان سوگند شرعی بیان داشتند که خواهان مادرم هستند و خوانده نیز عموی من می باشند. و سال ۷۹ که من دوازده سال سن داشتم مادرم مقداری طلا به خوانده دادند و بعد ایشان یک برگه به مادرم دادند و مقدار طلا حدود ۴۸ گرم بود و من خودم حضور داشتم و مادرم این طلاها را به عنوان قرض به عمویم دادند و آن موقع عمویم مغازه طلا فروشی داشتند و جنس ایشان جور نبود و مادرم این طلاها را دادند و قرار بود که بعد از اینکه وضع عمویم بهتر شد طلاها را برگردانند و تاکنون عمویم کرامت این طلاها را برنگردانده اند و این طلاها در منزل خودمان تحویل شدند. شاهد سوم خواهان به هویت آقای … فرزند … پس از تفهیم مجازات شرعی و قانونی شهادت کذب و پس از اتیان سوگند شرعی بیان داشتند که طرفین با من نسبت فامیلی ندارند و در خصوص اختلاف ایشان می دانم که خانم … مقداری طلا به آقای … داده اند لکن در خصوص جزئیات آن که چه مقدار طلا بوده است اطلاعی ندارم. و اینکه آیا آقای … بعداً پول طلاها یا خود طلاها را به خواهان برگردانده اند یا خیر اطلاعی ندارم. شاهد اول خوانده به هویت آقای … فرزند … نیز پس از اتیان سوگند شرعی بیان داشتند که خواهان زن برادرم هستند و خوانده هم برادرم می باشند و من میدانم که خواهان مقداری طلا که نمیدانم چه قدر بوده اند را به برادرم دادند و برادرم هم طلاهایی که گرفته بودند را پس داده اند و من خودم حضور نداشتم ولی از … شنیدم که ایشان گفتند طلاها را پس داده ام. و همچنین زن و بچه من هم از … شنیده اند که طلاها را پس داده است و چندین مرتبه هم خواهان آمدند جلوی مغازه و گفتند طلاهای مرا پس بده و هم می گفتند من طلاهای تو را پس داده ام. و خواهان هم گفته اند این طلاها را به دختر برادرت داده ای و به جای طلب من طلا نداده ای، شاهد دوم خوانده به هویت آقای … فرزند … پس از اتیان سوگند شرعی بیان داشتند که خواهان زن عموی من هستند و خوانده هم عمویم می باشند و اختلاف طرفین به خاطر ۴۸ گرم طلا می باشد و چیزی که من اطلاع کامل دارم این است که خواهان این مقدار طلا به … داده بودند و … هم همین مقدار را به خواهان برگردانده اند و من خودم موقع تحویل طلاها توسط … حضور نداشتم ولی داخل یک جلسه بودم و به خواهان گفتند رسید مرا پس بده و من از خواهان شنیدم که ایشان به … گفتند تو که طلاها را به من پس داده ای و رسید را گم کرده ام و ما و شما که این حرفها را نداریم. و این جلسه حدود یک سال و نیم پیش بوده است و به غیر از من و خواهان و خوانده، پدرم  … و … و خانم های آنها حضور داشتند و مادر بزرگم هم بودند. بعد از استماع اظهارات شهود، وکیل خواهان اظهار داشتند که شهود خوانده با موکل دارای پرونده کیفری در شعبه چهارم دادیاری دارند که در حال رسیدگی می باشد و کلاسه آن بعداً تقدیم می گردد و ضمن اینکه آقای … با خوانده شریک می باشند و با هم طلا فروشی دارند. وکیل خوانده نیز اظهار نمودند که احد از شهود خواهان به هویت خانم … در سال ۷۹ دوازده سال سن داشته اند که به بلوغ عقلی و فکری نرسیده بودند و اظهارات ایشان بر اساس گفته های مادرش می باشد و حتی اعلام داشته اند که از مقدار طلا بی اطلاع هستم و در خصوص ادعای وکیل خواهان مبنی بر شراکت شهود با موکل هیچ دلیل و مدارکی وجود نداشته و ادعای کذب می باشد و همچنین علاوه بر شهود ذکر شده شهود دیگری هم وجود دارند که در صورت صلاحدید دادگاه تعرفه می گردند که دقیقا در جریان موضوع بوده اند و همچنین موکل حاضر به اتیان سوگند مبنی بر باز پس دادن طلاها می باشد لذا با توجه به اینکه خواهان بعد از ۲۰ سال ادعایی را بیان نموده که به دور از معاملات می باشد و شرعاً و عرفاً در صورت داشتن هر مطلبی می بایست سالهای قبل به موکل مراجعه می نمودند.

رای دادگاه

در این خصوص نظر به اینکه ۱. حسب اظهارات خواهان و وکیل ایشان مقدار طلای ادعایی در قالب قرض به خوانده تحویل داده شده است. ۲. حسب سند عادی استنادی خواهان که مصون از تعرض شکلی و ماهوی خوانده و وکیل ایشان باقی مانده است و اظهار انکار و تردید توامان بدون اینکه وکیل خوانده مشخص نماید که اظهار انکار نسبت به چه قسمتی از سند موصوف و یا اظهار تردید نسبت به کدام قسمت از این سند، خدشه ای به آن وارد نمی نماید و هر چند این سند ممضی به امضاء خواهان یا اثر انگشت ایشان نبوده لکن با توجه به مندرجات آن که قید شده است “چهل و هشت گرم و هشتاد و چهار سوت از … در سال ۱۳۷۹ تحویل گرفتم” دلالت بر اقرار دارد و با عنایت به اینکه اقرار یک واقعه حقوقی بوده و عمل حقوقی (=عقد) نمی باشد لذا ایراد وکیل خوانده که بیان داشته اند ایجاب و قبول واقع نشده است مردود می باشد. و این سند دلالت بر مدیونیت خوانده دارد. ۳. از سوی دیگر اظهارات وکیل خوانده نیز در تعارض یکدیگر می باشد چرا که از یک سو اظهار می دارند “حسب اظهارات موکل و دفتر حساب مغازه وی طی سه الی چهار مرتبه نسبت به ادعای واهی خواهان مبالغ فوق را به خواهان تحویل داده شده است که اسناد آن نیز موجود می باشد و حتی چندین بار طلب ادعایی خواهان به همسر ایشان به نام … پرداخت گردید” و از سوی دیگر ادعا می نمایند که موکل دین خود را به خواهان پرداخت نموده اند و شهودی نیز بر این ادعای خود معرفی می نمایند. ۴. حسب اظهارات شهود تعرفه شده خواهان و شهود تعرفه شده خوانده ادعای ایشان (خواهان) مبنی بر تحویل دادن مقدار طلای مورد ادعایی به خوانده محرز و مسلم می باشد و خوانده و وکیل ایشان هیچگونه دلیلی دال بر برائت ذمه خود و پرداخت دین ارائه نموده اند لذا با این اوصاف دادگاه ضمن استصحاب اشتغال ذمه خوانده، دعوای خواهان را وارد دانسته و مستند به مواد ۱۰ و ۱۲۵۷ قانون مدنی و مواد ۵۰۲ و ۵۱۹ قانون آیین دادرسی مدنی حکم به محکومیت خوانده به تحویل عین ۴۸ گرم و ۸۴ سوت طلای ۱۸ عیار و همچنین پرداخت مبلغ ۳۸۵۴۰۴۳۷ ریال بابت خسارات دادرسی (هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل دادگستری) در حق خواهان صادر و اعلام می دارد. رای صادره حضوری و ظرف مهلت ۲۰ روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظر خواهی در محاکم تجدیدنظر استان چهارمحال و بختیاری می باشد.

دادرس شعبه دوم دادگاه (عمومی) حقوقی شهرستان فارسان- مجید کیانی

رای دادگاه تجدیدنظر

تجدیدنظر خواهی آقای … فرزند … با وکالت آقای … نسبت به دادنامه شماره … مورخ ۲۵/۰۹/۱۳۹۹ صادر شده از شعبه دوم دادگاه حقوقی فارسان متضمن محکومیت تجدیدنظر خواه به استرداد ۴۸ گرم و ۸۴ سوت طلا به خواهان دعوی خانم … با هیچ یک از جهات تجدیدنظر خواهی مندرج در ماده ۳۴۸ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی منطبق نیست و دادنامه تجدیدنظر خواسته با التفات به ادله ابرازی و دفاعیات طرفین پس از جری تشریفات و اصول دادرسی اصدار یافته واجد ایرادی که اساس دادنامه مزبور را مخدوش نماید نیست علیهذا ضمن رد تجدیدنظر خواهی بعمل آمده، مستنداً به ماده ۳۵۸ از قانون ذکر شده دادنامه تجدیدنظر خواسته تایید و استوار می گردد. این رای قطعی است.

مستشاران شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان

توضیح: نمونه رای های منتشر شده در عدالت سرا اعم از نمونه رای بدوی، نمونه رای تجدیدنظر و نمونه رای دیوان عموما از نمونه رای های منتشر شده از سوی قوه قضائیه و مراکز و پژوهشگاه های وابسته به قوه قضائیه برگرفته شده است.

مقالات زیر را مطالعه کنید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالای صفحه بردن