قانون نحوه واگذاری و احیاء اراضی در حکومت جمهوری اسلامی ایران
مصوب 1358/06/25 شورای انقلاب جمهوری اسلامی ایران با اصلاحات و الحاقات بعدی
با توجه به اصول و موازین شرع مقدس اسلام مبنی بر تعلق اراضی و منابع طبیعی به آفریدگار بزرگ و بهرهگیری انسان از این مواهب الهی بر اساس کار مفید و در جهت رفع نیاز و خودکفائی جامعه و به منظور تشویق و حمایت از کار و کوشش و همکاری افراد در زمینه فعالیتهای کشاورزی و جلوگیری از معطل ماندن بیمورد منابع آب و خاک، مقررات ذیل در مورد نحوه زمینداری و ترتیب واگذاری و احیاء و بهرهبرداری از اراضی تصویب و به مرحله اجراء گذاشته میشود:
اصطلاحاتی که در این قانون بهکار برده میشود از نظر اجرای این قانون به شرح زیر تعریف میشود:
کشاورزی: عبارتست از بهرهبرداری از آب و زمین به منظور تولید محصولات گیاهی و حیوانی (از قبیل زراعت - باغداری - درختکاری مثمر و غیرمثمر - جنگلداری - جنگلکاری - دامداری - پرورش طیور و زنبورعسل و آبزیان)
احیاء ارضی: عملیاتی است که با تغییر وضع طبیعی زمین و به وسیله اقداماتی که در عرف آباد کردن محسوب است (از قبیل زراعت - درختکاری - بنا ساختن - ایجاد تاسیسات و غیره) آن را برای بهرهبرداری آماده سازد. انواع اراضی به شرح ذیل تعریف میگردد:
الف- اراضی موات: زمینهایی است که سابقه احیاء و بهرهبرداری ندارد و به صورت طبیعی باقی مانده است.
ب- اراضی دایر: زمینهای احیاء شده است که مستمراً مورد بهرهبرداری است.
ج- اراضی آیش: زمین دایری است که به صورت متناوب طبق عرف محل برای دوره معینی بدون کشت بماند.
د- اراضی بایر: زمینهایی است که سابقه احیاء دارد ولی به علت اعراض و عدم بهرهبرداری برای مدت 5 سال متوالی بدون عذر موجه متروک مانده و یا بماند.
ه (منسوخ 19-06-1399)- جنگل و بیشه طبیعی: جنگل یا بیشه طبیعی به مجتمعی اطلاق میشود متشکل از عرصه و هوایی و مرکب از موجودات زنده از منشاء نباتی (درخت - درختچه - بوته - نهال - علف - خزه) و حیوانی، صرفنظر از درجه تکامل آن که دست بشر در ایجاد و پرورش آن دخیل نبوده باشد.
و- مرتع: زمینی است اعم از کوه و دامنه یا زمین مسطح که در فصل چرا دارای پوششی از نباتات علوفهای خودرو بوده و با توجه به سابقه چرا عرفاً مرتع شناخته شود، اراضی که آیش زراعتند ولو آنکه دارای پوشش نباتات علوفهای خودرو باشند مشمول تعریف مرتع نیستند. اگر مرتع دارای درختان جنگلی خودرو باشد مرتع مشجر نامیده میشود.
ز- اراضی جنگلی: به جنگل تکامل نیافتهای اطلاق میشود که به یکی از اشکال زیر باشد:
1- تعداد کنده درخت یا نهال با بوته جنگلی در هر هکتار آن جداگانه یا مجموعاً از یکصد عدد تجاوز نماید.
2- درختان جنگلی به صورت پراکنده موجود باشد به نحوی که حجم آن در هر هکتار در شمال ایران (از حوزه آستارا تا حوزه گلیداغی) کمتر از پنجاه مترمکعب و در سایر نقاط ایران کمتر از بیست مترمکعب باشد.
اگر در اراضی (بند 2) درخت شمشاد وجود داشته باشد و حجم درختان آن بیش از سی مترمکعب در هکتار باشد جنگل شمشاد محسوب میگردد.
ح (منسوخ 19-06-1399)- اراضی مستحدثه: زمینی است که در نتیجه خشک افتادن آب دریاها، دریاچهها و تغییر بستر رودخانهها یا خشک شدن تالاب ایجاد شده باشد.
ط (منسوخ 19-06-1399)- اراضی ساحلی: زمینهایی است که در مجاورت حریم دریا و دریاچه و یا اراضی مستحدثه قرار دارد و با توجه به تعریف انواع اراضی مذکور در این قانون بر حسب مورد در حکم یکی از آنها محسوب خواهد شد.
حقوق اشخاص بر اراضی دایر اعم از آنکه ناشی از احیاء اراضی، عقود و معاملات، انتقالات قهری و همچنین واگذاری خالصجات و املاک یا تحت عنوان واگذاری اصلاحات اراضی باشد بر اساس قوانین موضوعه معتبر و لازمالرعایه است.
تبصره- وزارت کشاورزی موظف است حداکثر مساحت زمین قابل واگذاری، به موجب این قانون را ظرف دو ماه از تاریخ تصویب این قانون و با توجه به شرایط اقلیمی و اجتماعی هر منطقه تعیین و به تصویب هیات وزیران برساند و در مورد اراضی متصرفه و معموره فعلی نیز دولت میتواند در هر زمان، با اجازه حاکم شرع و وضع قانون نسبت به محدود کردن مساحت قابل تصرف برای هر فرد اقدام نموده و حداکثر مساحت قابل تصرف را تعیین نماید.
حقوق اشخاص بر اراضی دایر توأم با مسئولیت و تکلیفی است که در مورد استفاده و بهرهبرداری مشروع از آن دارند، بهرهبرداری از اراضی دایر اعم از آنست که شخصاً و مستقیماً امر بهرهبرداری انجام شود یا آنکه با استفاده از ماشینآلات و یا به کمک کارگر و برزگر و یا با انعقاد قرارداد از قبیل مزارع وسیله اشخاص دیگر با اجازه مالک انجام شود.
عدم بهرهبرداری متوالی از اراضی دایر به مدت سه سال بدون عذر موجه در حکم اعراض از آن بوده و آن قسمت اراضی که معطل مانده باشد مشمول احکام راجع به اراضی بایر خواهد بود.
بهرهبرداری از جنگلها و بیشههای طبیعی به عنوان ثروت عمومی بر اساس قوانین و مقررات مربوط در اختیار دولت است.
(منسوخ 19-06-1399)- مراتعی که برای تعلیف احشام و عشایر و سایر دامداران کشور ضروری است، طبق ضوابطی که به وسیله وزارت کشاورزی و عمران روستائی تهیه میشود، مورد استفاده قرار خواهد گرفت. واگذاری و تبدیل اینگونه مراتع در صورتی میسر است که وزارت مذکور لزوم آن را تشخیص دهد. اراضی جنگلی که طبق ضوابط قابل تبدیل برای کشاورزی نیست و نیز عرصه طرحهای جنگلداری و پارکهای جنگلی و جنگلهای دست کاشت و نهالستانهای دولتی به استثنای مواردی که وزارت کشاورزی به مصلحت بداند قابل واگذاری به اشخاص نمیباشد.
وزارت کشاورزی و عمران روستائی مجاز است به منظور احیاء و بهرهبرداری از اراضی و بر اساس شرایط مقرر در این قانون و با رعایت ضوابطی که وسیله آن وزارت تهیه میگردد اراضی مشروحه ذیل را به اشخاص حقیقی یا حقوقی واگذار نماید:
الف- اراضی بایر واقع در دهاتی که با اجرای مقررات اصلاحات ارضی به دولت منتقل شده است و همچنین اراضی بایر خالصه و مجهولالمالک.
ب- اراضی متعلق به دولت که در اختیار اشخاص حقیقی یا حقوقی یا موسسات دولتی قرار داشته و به علت عدم استفاده یا عدم اجراء قراردادها به دولت مسترد میشود.
ج- اراضی موات (اعم از آنکه به نام دولت به ثبت رسیده یا سابقه ثبتی نداشته باشد)
د- مراتع (با توجه به مستثنیات مقرر در ماده ششم).
ه- اراضی جنگلی جلگهای پراکنده و محاط در مزارع و باغات.
و- اراضی دایر یا بایری که بنا به مقتضیات انقلاب اسلامی یا بر اساس قوانین و احکام مصادره شده یا به تملک عمومی در آید و در اختیار وزارت کشاورزی و عمران روستائی قرار گیرد.
اراضی و املاک مواتی که به نام اشخاص ثبت شده و یا در تصرف آنهاست از تاریخ تصویب این قانون به مدت دو سال در اختیار متقاضیان ثبت یا متصرفین خواهد بود تا نسبت به احیاء و بهرهبرداری از آنها اقدام نمایند. این مهلت برای متقاضیان ثبت یا متصرفین اراضی بایر پنج سال میباشد و در پایان مدتهای مذکور اراضی که به صورت موات یا بایر باقیمانده باشد و همچنین اراضی دایری که طبق ماده 4 به صورت بایر درآید متعلق به دولت خواهد بود و وزارت کشاورزی و عمران روستائی طبق این قانون نسبت به واگذاری آنها اقدام مینماید.
تبصره- در صورتی که در اراضی دایری که بایر شده مستحدثات قابل استفادهای وجود داشته باشد به وسیله کمیسیون مقرر در ماده 12 ارزیابی و متصرف جدید اعم از دولت یا اشخاص حقیقی و حقوقی مکلف به پرداخت قیمت آن به مالک سابق خواهند بود.
پس از انقضاء مواعد مذکور در مواد 4 و 8 وزارت کشاورزی و عمران روستائی در هر مورد مراتب را به اداره ثبت محل و متقاضی ثبت یا قائممقام قانونی او کتباً ابلاغ به علاوه مراتب را در جراید محل آگهی مینماید، در صورتی که ظرف سه ماه در مورد احیاء اراضی اعتراض و ادعائی نشود اداره ثبت در اظهارنامه ثبتی یا دفتر املاک، مالکیت دولت را قید مینماید و در صورت وصول اعتراض تعیین تکلیف با کمیسیون مذکور در ماده 12 بوده و تصمیم متخذه قطعی است.
در واگذاری اراضی برای امور کشاورزی و فعالیتهای وابسته با رعایت کلیه شرایط و ضوابط مقرر حق تقدم به ترتیب با اشخاص زیر میباشد:
1- ساکنین محلی که حداقل سه سال در محل سکونت داشتهاند.
2- داوطلبانی که متعهد به سکونت در محل شوند.
3- تحصیلکردههای کشاورزی - دامپزشکی و دامپروری به شرط عدم اشتغال دولتی.
4- کارمندان دولت به شرط ترک اشتغال یا بازنشستگی یا بازخرید خدمت.
تبصره 1- افراد مذکور در این ماده در صورتی که به صورت گروهی و بنهای درآمده و شرکتهائی برای فعالیت دستجمعی تشکیل دهند بر سایر داوطلبان منفرد حق تقدم خواهند داشت.
تبصره 2- دولت میتواند به مالکینی که داوطلبانه سهم اختصاصی املاک خود را به زارعین محل منتقل نمایند در جای دیگر از اراضی موضوع این قانون برای احیاء واگذار نماید.
تبصره 3- تعیین اولویت از لحاظ نوع تولید و هدف بهرهبرداری و احراز صلاحیت بین داوطلبان هر گروه و نحوه واگذاری و بهرهبرداری و وسعت اراضی قابل واگذاری و سایر مسائل مربوط طبق آییننامهای خواهد بود که از طرف وزارت کشاورزی و عمران روستائی تهیه و به تصویب هیات وزیران خواهد رسید.