رای وحدت رویه شماره 859 مورخ 1403/11/23 هیات عمومی دیوان عالی کشور

19 اسفند 1403 22

مقدمه

جلسه هیأت عمومی دیوان عالی كشور در مورد پرونده وحدت رویه شماره 1403/14 ساعت 8 روز سه شنبه، مورّخ 1403/11/23 به ریاست حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای محمّدجعفرمنتظری، رئیس محترم دیوان عالی کشور، با شركت آقایان رؤسا، مستشاران و اعضای معاون كلیه شعب دیوان عالی كشور و با حضور حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای سیدمحسن موسوی، نماینده محترم دادستان كلّ كشور در سالن هیأت عمومی تشكیل شد و پس از تلاوت آیاتی از كلام الله مجید، قرائت گزارش پرونده و طرح و بررسی نظریات مختلف اعضای شركت كننده در خصوص این پرونده و استماع نظر نماینده محترم دادستان كل كشور كه به ترتیب ذیل منعكس می گردد، به صدور رای وحدت رویه قضایی شماره 859 ـ 1403/11/23 منتهی گردید.

الف) گزارش پرونده

با سلام و احترام

به استحضار می‌رساند، آقای رضا آیت اللّهی مدیر کل محترم حقوقی سازمان قضایی نیروهای مسلح، با اعلام اینکه از سوی شعب چهارم و پنجم دادگاه نظامی یک تهران در خصوص حدّی یا تعزیری بودن مجازات تعیین شده برای مرتکب بزه جاسوسی مطابق بندهای الف یا ج ماده 24 قانون جرائم نیروهای مسلح مصوب 1382، آراء مختلف صادر شده، درخواست طرح موضوع در هیات عمومی دیوان عالی کشور را نموده است که گزارش امر به شرح آتی تقدیم می‌شود:

الف) به حکایت دادنامه شماره 9809979010400059 ـ 1398/3/11 شعبه چهارم دادگاه نظامی یک استان تهران، در خصوص اتهام خانم اکرم ...، دایر بر مشارکت در جاسوسی، چنین رای صادر شده است:

«... با استناد به بند الف و تبصره 1 ماده 24 و بند ج ماده 26 ... قانون مجازات جرائم نیروهای مسلح مصوب 1382... و با رعایت ... بند ت از ماده 282 و مواد 283، 284 و 285 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 دادگاه ... وی را به سه سال تبعید به استان البرز محكوم می‌نماید كه این مدت را در راستای اجرای ماده 285 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 ... می‌بایست در زندان رجایی شهر استان مذكور سپری نماید.»    

پس از سپری شدن بیش از یک سوم مدت محکومیت، قاضی اجرای احکام در اجرای ماده 58 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 پیشنهاد آزادی مشروط داده که شعبه چهارم دادگاه نظامی یک استان تهران به موجب دادنامه شماره 140042390000290992ـ 1400/11/9، چنین رای داده است: 

«با عنایت به سوابق و مدارک موجود از جمله دادنامه شماره 9809979010400059 ـ 1398/3/11 صادره از سوی این دادگاه و محکومیت حدی مشارالیها به تبعید در استان البرز و با عنایت به نص صریح ماده 58 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 با اصلاحات و الحاقات بعدی که آزادی مشروط را در خصوص جرائم تعزیری جاری دانسته نه در مورد جرائم حدی و افراد تبعیدی چه در زندان و چه در خارج از زندان، مشمول مقررات آزادی مشروط نمی‌شوند از این رو با استناد به مفهوم مخالف ماده 58 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 با پیشنهاد مذکور موافقت حاصل نیست. رای صادره وفق قوانین موضوعه قطعی است.»

ب) به حکایت دادنامه شماره 9309979010500065 ـ 1393/7/15 شعبه پنجم دادگاه نظامی یک تهران، در خصوص اتهام آقای محمد ... دایر بر جاسوسی و سرقت اطلاعات و جعل و استفاده از سند مجعول، چنین رای صادر شده است:

«... به استناد بند ج ماده 24 و مواد 103 و 105 قانون مجازات جرائم نیروهای مسلح و با رعایت ماده 132 قانون مذکور و ماده 47 قانون مجازات اسلامی مصوب 1370 در مورد جرائم جعل و استفاده از سند مجعول و مواد 18، 27، 214، 215 و 282 تا 284 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 ... متهم را از نظر جاسوسی (و سرقت اطلاعات که بخشی از جاسوسی است) به تحمل بیست و پنج سال نفی بلد (تبعید) به شهرستان بندرلنگه استان هرمزگان و استرداد وجوهی که از این طریق تحصیل کرده است و از نظر جعل و استفاده از سند مجعول (بدون اعمال کیفیات مخففه) به ترتیب به تحمل دو سال حبس (جعل) و شش ماه حبس (استفاده از سند مجعول) محکوم می‌نماید و ایام بازداشت قبلی متهم از میزان حبس وی کسر می‌گردد و با توجه به اینکه مطابق ماده 285 قانون مجازات اسلامی در نفی بلد، محارب باید تحت مراقبت قرار گیرد و با دیگران معاشرت، مراوده و رفت و آمد نداشته باشد و با عنایت به اینکه اجرای مفاد این ماده در خارج از زندان امری غیرممکن است بنابراین به استناد فتوای مقام معظم رهبری مقرر می‌گردد حکم نفی بلد در زندان شهرستان بندرلنگه اجرا شود»

با درخواست تعلیق مجازات از سوی محکوم‌علیه، شعبه پنجم دادگاه نظامی یک تهران به موجب دادنامه شماره 138117 ـ 1400/6/27 با این استدلال که «مجازات تعیین شده برای بزه جاسوسی تعزیری است نه حدی» 10 سال از مجازات نفی بلد محکوم‌علیه را به مدت 3 سال تعلیق نموده است. سپس پرونده مجدداً از سوی اجرای احکام کیفری به دادگاه ارسال و اعلام شده است که دادگاه در تصمیم اخیر مجازات نفی بلد را بر خلاف استنباط قاضی محترم صادر کننده دادنامه 0065 ـ 1393/7/15 تعزیری دانسته، رعایت مقررات تعدد نیز در مقابل جمع مجازات‌ها مساعدتر به حال مرتکب بوده و می‌بایست علاوه بر اخذ تصمیم در خصوص تعلیق بخشی از مجازات نفی بلد، در خصوص دیگر مجازات‌های تعیین شده (جعل و استفاده از سند مجعول) نیز اظهارنظر می‌نمود که این امر مغفول مانده است و دادگاه، چنین رای داده است:

«... نظر به تعزیری دانستن مجازات نفی بلد تعیینی برای محکوم‌علیه و منتفی شدن قاعده جمع بین مجازات حدی و تعزیری، رعایت مقررات تعدد با وصف اجرای مجازات اشد مساعدتر به حال محکوم‌علیه در مقابل قاعده جمع مجازات‌ها بوده و لذا دادگاه مستنداً به مواد 103 و 105 قانون مجازات جرائم نیروهای مسلح و با رعایت ماده 134 قانون مجازات اسلامی محکوم‌علیه را به لحاظ بزه جعل به 42 ماه و یک روز و به لحاظ بزه استفاده از سند مجعول به 21 ماه و یک روز حبس تعزیری محکوم می‌کند و با توجه به مقررات تعدد صرفاً مجازات اشد (25 سال تبعید با وصف 10 سال تعلیق) قابل اجرا بوده، رای صادره مستفاد از ماده 10 قانون مجازات اسلامی صادر گردیده و قطعی است.» 

چنانکه ملاحظه می‌شود، شعب چهارم و پنجم دادگاه نظامی یک استان تهران، در خصوص حدی یا تعزیری بودن مجازات تعیین شده برای مرتکب بزه جاسوسی مطابق بندهای الف یا ج ماده 24 قانون جرائم نیروهای مسلح مصوب 1382، اختلاف نظر دارند؛ به طوری که شعبه چهارم آن را حدی دانسته و درخواست آزادی مشروط را نپذیرفته است، اما شعبه پنجم آن را تعزیری دانسته و با درخواست تعلیق مجازات، موافقت و مقررات مربوط به تعدد جرائم تعزیری را نیز اعمال کرده است.

بنا به مراتب، در موضوع مشابه، اختلاف استنباط محقق شده است، لذا در اجرای ماده 471 قانون آیین دادرسی کیفری به منظور ایجاد وحدت رویه قضایی، طرح موضوع در جلسه هیات عمومی دیوان عالی کشور درخواست می‌گردد.                                                   

معاون قضایی دیوان عالی کشور در امور هیات عمومی ـ غلامرضا انصاری

ب) نظریه نماینده محترم دادستان كل كشور

احتراماً، در خصوص پرونده وحدت رویه شماره 1403/14 هیات عمومی دیوان عالی کشور، به نمایندگی از دادستان محترم کل کشور به شرح ذیل اظهار عقیده می‌نمایم:

حسب گزارش ارسالی ملاحضه می‌گردد اختلاف رویه ایجاد شده بین شعب چهارم و پنجم دادگاه نظامی یک استان تهران، راجع به حدی یا تعزیری بودن مجازات بزه جاسوسی مندرج در بندهای (الف) و(ج) ماده 24 قانون جرائم نیروهای مسلح مصوب 1382 است، به گونه‌ای که شعبه چهارم دادگاه نظامی یک تهران این مجازات را حدی دانسته و چون در ماده 58 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 با اصلاحات و الحاقات بعدی، آزادی مشروط فقط در مورد جرائم تعزیری تجویز شده است و جرائم حدّی مشمول مقررات آزادی مشروط نیستند، با پیشنهاد آزادی مشروط محکوم‌علیه موافقت نکرده است، اما در مقابل شعبه پنجم دادگاه نظامی یک تهران، جرم موضوع بندهای الف و ج ماده 24 قانون مذکور و مجازات نفی بلد محکومٌ‌علیه را تعزیری دانسته و با درخواست تعلیق مجازات و اعمال مقررات مربوط به تعدد جرائم تعزیری موافقت کرده است. با توجه به اختلاف حادث شده، جهت روشن شدن موضوع باید نسبت به بررسی قانون اقدام و با عنایت به مقررات قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 به عنوان آخرین اراده قانونگذار، ابتدا تعریف جرائم حدّی و به ویژه جرم محاربه به عنوان یکی از مصادیق جرائم حدّی را بررسی و سپس تحلیل نمود. در مواردی که قانونگذار مقرر نموده مجازات جرم حدّی مثل محاربه در مورد یک جرم اعمال شود، آیا این امر به معنای این است که آن جرم نیز جرم حدّی محسوب می‌شود و یا اینکه جرم، تعزیری محسوب می‌شود و فقط مجازات آن به میزان مجازات مقرر برای جرم حدّی است؟ لذا در این راستا باید گفت:

اوّلاً، با توجه به مواد 15، 217، 218 و 219 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392، حدّ، مجازاتی است که موجب، نوع، میزان و کیفیت اجرای آن در شرع مقدس تعیین شده و دادگاه نمی‌تواند کیفیت، نوع و میزان آن را تغییر دهد یا مجازات آن را تقلیل دهد و یا تبدیل یا ساقط نماید.

ثانیاً، قانونگذار در قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 محاربه را به عنوان یکی از مصادیق حدود، دسته‌بندی نموده و در فصل نهم کتاب دهم این قانون، مقرّرات آن را بیان کرده و برای خاتمه دادن به اختلاف نظرهایی که باتوجه به مبانی فقهی در خصوص مفهوم محاربه وجود داشته، با تفکیک آن از بزه افساد فی‌الارض و بغی، در ماده 279 قانون، آن را چنین تعریف کرده است: «محاربه عبارت است از کشیدن سلاح به قصد جان، مال یا ناموس مردم یا ارعاب آنها، به نحوی که موجب نا امنی در محیط گردد. هرگاه کسی با انگیزه شخصی به سوی یک یا چند شخص خاص سلاح بکشد و عمل او جنبه عمومی نداشته باشد و نیز کسی که به روی مردم سلاح بکشد، ولی در اثر ناتوانی موجب سلب امنیت نشود، محارب محسوب نمی‌شود.» با توجه به این تعریف قانونگذار، برای تحقق محاربه دو شرط اساسی ضرورت دارد:

الف) به کارگیری سلاح (اظهار سلاح) آن هم به طور علنی و عمومی جهت تامین رکن مادی جرم.

ب) قصد جان، مال یا ناموس مردم یا ارعاب آنها (ایجاد اخافه) جهت تحقق رکن روانی.

لذا بدون وجود این شرایط اساسی به عنوان عناصر تشکیل‌دهنده رفتار مجرمانه تحقق جرم محاربه غیرممکن خواهد بود. 

ثالثاً، قانونگذار در برخی موارد از جمله جرائم نیروهای مسلح به جهت مصالح و مقتضیات امنیتی، سیاستی و اجتماعی، حکم محارب را به برخی از رفتارهای مجرمانه تسرّی داده و مقرر نموده که مجازات محاربه در مورد آنها اعمال شود. از آنجا که در شرع مقدس اسلام مجازات‌ها با دقت و ظرافت احصاء شده و حدود، قصاص، دیات و تعزیرات به تفکیک تعریف گردیده و حدود الهی به عنوان احکام مسلّم و لایتغیر اسلامی در تمامی ازمنه و امکنه با تعیین اوصاف و شرایط و ویژگی ها معیّن شده‌اند و هیچ‌کس اختیار تغییر، کم و زیاد کردن این حدود را ندارد و آنچه که به اقتضای زمان و مکان در اختیار حاکم اسلامی قرار داده شده تا حسب ضرورت و بر اساس مصلحت نسبت به جرم انگاری و تعیین مجازات جدید برای آن اقدام نماید، مجازات تعزیری است.

رابعاً، عمل مجرمانه‌ای که شرایط و ارکان حدود الهی را نداشته باشد و حکومت اسلامی بنابر مصالح و ضروریاتی برای آن مجازات تعیین نماید، بدون تردید مصداق تعزیرات است و اینکه قانونگذار مجازات این جرم تعزیری را همسان و همانند مجازات حدّی تعیین کرده است، موجب تغییر ماهیت آن جرم از جرم تعزیری به جرم حدّی نخواهد بود. با عنایت به مراتب فوق، چون محاربه به عنوان جرم مستوجب حد بوده و ارکان و شرایط منصوص خود را دارد به طوری که «کشیدن سلاح» «قصد جان و مال مردم یا ارعاب آنها» جزء عناصر اصلی تشکیل دهنده آنها است و بدون تحقق این عناصر، محاربه محقق نخواهد شد و از آنجا که ارکان رفتار مجرمانه پیش‌بینی شده در بندهای (الف) و (ج) ماده 24 قانون جرائم نیروهای مسلح، که رکن مادی آن «قراردادن اسرار، اطلاعات، اسناد و اشیاء دارای ارزش اطلاعاتی در اختیار دشمن» و رکن معنوی آن «علم و آگاهی مرتکب به غیر قانونی بودن رفتار خود» به کیفیت مقرر در متن ماده مزبور است، هیچ شباهتی با ارکان محاربه ندارد و عناصر تشکیل‌دهنده محاربه در این جرم مفقود است و صرفاً مجازات مقرر برای محاربه در مورد آنها قابل اجرا است، لذا چنین عمل مجرمانه‌ای از مصادیق جرائم تعزیری بوده و به هیچ عنوان جرم حدّی محسوب نمی‌شود. در نتیجه رای شعبه پنجم دادگاه نظامی یک استان تهران که با این مبانی مطابقت دارد، مورد تأیید است. 

ج) رای وحدت رویه شماره 859 ـ 1403/11/23 هیات عمومی دیوان عالی كشور

نظر به اینکه جرم جاسوسی موضوع بندهای «الف» و «ج» ماده 24 قانون مجازات جرائم نیروهای مسلح، فاقد ارکان و عناصر تشکیل دهنده جرم محاربه بوده و صرفاً مجازات محارب، برای مرتکب در نظر گرفته شده است، لذا این مجازات حدّی محسوب نمی‌شود، مگر اینکه به صورت مصداقی با داشتن سایر شرایط، دادگاه تصریح در حدّی بودن مجازات نماید. بنابراین هر نظامی که بر خلاف مصالح عمومی و امنیت کشور، مرتکب یکی از رفتارهای موضوع ماده قانونی مذکور شده و به مجازات نفی بلد محکوم شود و به منظور جلوگیری از معاشرت و مراوده وی با دیگران، مجازات تعیین شده در زندان اجرا گردد، مجازات مذکور تعزیری محسوب و دادگاه در صورت وجود شرایط مقرر قانونی می‌تواند در مورد متهم، نهادهای ارفاقی را اعمال نماید. بنا به مراتب، رای شعبه پنجم دادگاه نظامی یک استان تهران که با این نظر انطباق دارد با اکثریت آراء اعضای هیات عمومی، صحیح و قانونی تشخیص داده می شود. این رأی طبق ماده 471 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 با اصلاحات و الحاقات بعدی در موارد مشابه برای شعب دیوان عالی کشور، دادگاه‌ها و سایر مراجع اعم از قضایی و غیر آن لازم‌الاتباع است.

افزودن دیدگاه

امتیاز شما :

دیدگاه کاربران

دیدگاهی ثبت نشده است.