(اصلاحی 14-08-1370)- عقد جایز آن است که هر یک از طرفین بتواند هر وقتی بخواهد آن را فسخ کند.
تفسیر ماده 186 قانون مدنی:
1- عقودی جایز تلقی میشوند که قانون صریحاً آنها را بدین صفت شناخته باشد و اگر مقنن، عقدی را صریحاً جایز نشناخته باشد، باید آن را، مطابق اصل لزوم، لازم دانست. مانند عقد وکالت و عقد ودیعه.
2- عقد جایز علاوه بر اینکه توسط هر یک از طرفین قابل فسخ میباشد، برخلاف عقد لازم، به موت یا جنون یا سفه هر یک از طرفین منفسخ میگردد.
3- عقد جایز دارای دو تقسیمبندی عقد جایز حقی و عقد جایز حکمی است.
عقد جایز حقی عقدی است که حق فسخ آن حق طرفین معامله است نه حکم شارع مقدس. به بیانی دیگر در عقد جایز حقی، حق فسخ عقد قابل اسقاط است. در عقد جایز حقی، با اسقاط حق فسخ، عقد را شبیه به عقد لازم میکنیم مانند وکالت بلاعزل!
عقد جایز حکمی عقدی است که حق فسخ آن به حکم شارع است و از آن جایی که به حکم شارع است قابل اسقاط نیست. عقود جایز حکمی عبارتاند از: نامزدی، وصیت، وکالت دادگستری و قرارداد درمان پزشک و بیمار نسبت به بیمار. عقد جایز حکمی در همه حال باید جایز و قابل فسخ باشد حتی اگر ضمن عقد لازم باشد.
4- گرچه درج خیار شرط برای طرفین عقد در عقد جایز بیمعنی میباشد چراکه طرفین هر زمان بخواهند میتوانند عقد را به هم بزنند، اما حقوقدانان معتقدند که بر اساس اصل حاکمیت اراده طرفین میتوانند شرط خیار برای شخص ثالثی قرار دهند.
افزودن دیدگاه
دیدگاه کاربران