در اجرای قصاص، اذن مقام رهبری یا نماینده او لازم است.
تفسیر ماده 417 قانون مجازات اسلامی:
1- مطابق با قوانین و مقررات موجود، قصاص حق شاکی بوده و کسب اجازه از ولی امر جهت اجرای قصاص صرفاً یک امر تشریفاتی است که مقنن به جهت حفظ نظم عمومی بدان پرداخته است چراکه ولی امر نمیتواند مانع اجرای قصاص شود.
2- اذن ولی امر فقط معطوف به قصاص نفس نیست و در قصاص عضو نیز لازم میباشد.
استیذان از مقام رهبری در اجرای قصاص، برای نظارت بر صحت اجراء و رعایت حقوق صاحب حق قصاص و اطراف دیگر دعوی است و نباید مراسم استیذان، مانع از امکان استیفای قصاص توسط صاحب حق قصاص و محروم شدن او از حق خود شود.
اجرای قصاص و مباشرت در آن، حسب مورد، حق ولیدم و مجنیعلیه است که در صورت مرگ آنان، این حق به ورثه ایشان منتقل میشود و باید پس از استیذان از مقام رهبری از طریق واحد اجرای احکام کیفری مربوط انجام گیرد.
تفسیر ماده 419 قانون مجازات اسلامی:
1- مستند به ماده 419 قانون مجازات اسلامی، در جنایتهای عمدی، هم اثبات قصاص مستلزم تقاضای مجنیعلیه یا اولیایدم او میباشد هم اجرای قصاص.
2- در شرایطی که پس از صدور حکم قطعی دال بر قصاص مرتکب جرم، صاحب حق قصاص (حسب مورد مجنیعلیه یا اولیایدم) جهت اجرای قصاص بدون وجود عذر موجه قانونی، به دادگاه مراجعه ننماید، بدواً ابلاغی برای ایشان ارسال و به آنان اعلام میگردد که ظرف مهلت مناسبی جهت تعیین تکلیف حاضر گردند در صورت عدم حضور مجدد ایشان، دادگاه مستند به ماده 429 قانون مجازات اسلامی، مرتکب را با سپردن وثیقه مناسب تا زمان اعلامنظر شاکی، آزاد مینماید.
اگر صاحب حق قصاص، بر خلاف مقررات اقدام به قصاص کند به تعزیر مقرر در کتاب پنجم «تعزیرات» محکوم میشود.
هیچکس غیر از مجنیعلیه یا ولی او حق قصاص مرتکب را ندارد و اگر کسی بدون اذن آنان او را قصاص کند، مستحق قصاص است.
تفسیر ماده 421 قانون مجازات اسلامی:
1- حق اجرای قصاص، مختص مجنیعلیه یا اولیایدم است و هیچکس غیر از آنان، حق قصاص مرتکب جرم را ندارد چنانچه کسی بدون اذن ایشان اقدام به قصاص مرتکب جرم نماید، خود قصاص میشود.
2- مرتکب جرم فقط نسبت به مجنیعلیه یا اولیایدم، مهدورالدم (مهدورالدم شخصی است که خونش هدر و بیارزش تلقی میشود و و تحت حمایت قانونگذار قرار نمیگیرد) محسوب میشود.
3- جهت اجرای قصاص لازم است که تمامی اولیایدم در این خصوص اذن داده باشند در صورتی که یکی از آنان بدون اذن سایرین اقدام به قصاص مرتکب جرم نموده باشد، قصاص وی منتفی است چراکه او نیز ذیحق بوده است. ناگفته نماند که در این فرض وی مطابق با ماده 420 قانون مجازات اسلامی به تعزیر محکوم خواهد شد.
در هر حق قصاصی هر یک از صاحبان آن به طور مستقل حق قصاص دارند لکن هیچ یک از آنان در مقام استیفای نباید حق دیگران را از بین ببرد و در صورتی که بدون اذن و موافقت دیگر افراد خواهان قصاص، مبادرت به استیفای قصاص کند، ضامن سهم دیه دیگران است.
در هر حق قصاصی اگر بعضی از صاحبان آن، خواهان دیه باشند یا از قصاص مرتکب گذشت کرده باشند، کسی که خواهان قصاص است باید نخست سهم دیه دیگران را در صورت گذشت آنان به مرتکب و در صورت درخواست دیه به خود آنان بپردازد.
در هر حق قصاصی اگر بعضی از صاحبان آن، غایب باشند و مدت غیبت آنان کوتاه باشد صدور حکم تا آمدن غایب به تعویق می افتد و اگر غیبت طولانی باشد و یا امیدی به بازگشتن آنان نباشد مقام رهبری به عنوان ولی غایب به جای آنان تصمیم می گیرد و چنانچه زمان بازگشت معلوم نباشد مقام رهبری برای آنها پس از گذشت زمان کوتاه و قبل از طولانی شدن زمان غیبت اتخاذ تصمیم می نماید، کسانی که حاضرند، میتوانند پس از تامین سهم غایبان در دادگاه، قصاص کنند و اگر حاضران، گذشت کنند یا با او مصالحه نمایند، حق قصاص غایبان محفوظ است و اگر آنان پس از حاضر شدن، خواهان قصاص باشند، باید نخست سهم دیه کسانی را که گذشت نموده اند یا با مرتکب مصالحه کرده اند به مرتکب بپردازند و سپس قصاص کنند.
اگر مرتکب عمداً جنایتی بر دیگری وارد کند و دیه جنایت وارد شده بر مجنی علیه بیش از دیه آن در مرتکب باشد مانند آنکه زن مسلمانی مرد مسلمانی را به قتل برساند صاحب حق قصاص نمی تواند افزون بر قصاص، تفاوت دیه را نیز مطالبه کند.
در موارد ثبوت حق قصاص، اگر دیه جنایت وارده بر مجنیعلیه کمتر از دیه آن در مرتکب باشد، صاحب حق قصاص در صورتی میتواند قصاص را اجراء کند که نخست فاضل دیه را به او بپردازد و بدون پرداخت آن اجرای قصاص جایز نیست و در صورت مخالفت و اقدام به قصاص، افزون بر الزام به پرداخت فاضل دیه، به مجازات مقرر در کتاب پنجم «تعزیرات» محکوم میشود.
تفسیر ماده 426 قانون مجازات اسلامی:
1- در فرضی که اولیای دم، متعدد باشند و برخی از آنان بصورت مجانی، اعلام گذشت نموده باشند، مابقی اولیای دم که اعلام گذشت ننمودند، موظفند که سهم آنان را پیش از اجرای قصاص به مرتکب جرم پرداخت نمایند و الّا به تعزیر مقرر قانونی محکوم خواهند شد.
2- فاضل دیه به مقداری از دیه میگویند که در خصوص بعضی از جرائم میبایست به مرتکب جرم پیش از اجرای قصاص پرداخت شود. مستند به ماده 426 قانون مجازات اسلامی، اگر شاکی بدون پرداخت فاضل دیه، مرتکب جرم را قصاص نموده باشد، محکوم به تعزیر مقرر قانونی خواهد شد چراکه عمل وی نقض مقررات بوده است. ناگفته نماند که در این حالت و با انجام قصاص نفس، فاضل دیه به وراث جانی پرداخت خواهد شد.
در مواردی که صاحب حق قصاص برای اجرای قصاص باید بخشی از دیه را به دیگر صاحبان حق قصاص بپردازد، پرداخت آن باید پیش از قصاص صورت گیرد و در صورت تخلف صاحب حق قصاص از این امر، افزون بر پرداخت دیه مذکور به مجازات مقرر در کتاب پنجم «تعزیرات» محکوم میشود.
در مواردی که جنایت، نظم و امنیت عمومی را بر هم زند یا احساسات عمومی را جریحهدار کند و مصلحت در اجرای قصاص باشد لکن خواهان قصاص تمکن از پرداخت فاضل دیه یا سهم دیگر صاحبان حق قصاص را نداشته باشد، با درخواست دادستان و تایید رییس قوه قضاییه، مقدار مذکور از بیتالمال پرداخت میشود.
تفسیر ماده 428 قانون مجازات اسلامی:
1- فاضل دیه به مقداری از دیه گفته میشود که در خصوص برخی از جرائم به مرتکب جرم پرداخت میگردد که این پرداخت میبایست پیش از اجرای قصاص انجام گیرد.
2- مقنن در ماده 428 قانون مجازات اسلامی شرایطی را پیشبینی نموده است که به موجب آن، جنایت انجام گرفته باعث برهم خوردن نظم عمومی و یا جریحهدار کردن احساسات عمومی شده باشد و اولیای دم، خواهان اجرای قصاص باشند و مصلحت هم در اجرای قصاص باشد اما متقاضی قصاص، توانایی پرداخت فاضل دیه را نداشته باشد که در اینصورت، فاضل دیه پس از درخواست دادستان و تایید رییس قوه قضاییه از بیتالمال پرداخت خواهد شد.
3- منظور از دادستان در ماده 428 قانون مجازات اسلامی، دادستان صادرکننده کیفرخواست میباشد.
4- در فرضی که شرایط مقرر در ماده 428 قانون مجازات اسلامی حکمفرما باشد اما شاکی بنا به هر علتی نخواهد قصاص اجرا شود و خواهان دیه باشد، امکان قصاص مرتکب وجود ندارد چراکه اجرای قصاص، حق شاکی است و در صورتی انجام میگیرد که وی درخواست نموده باشد.
در مواردی که محکوم به قصاص، در زندان است و صاحب حق قصاص، بدون عذر موجه یا به علت ناتوانی در پرداخت فاضل دیه یا به جهت انتظار برای بلوغ یا افاقه ولیدم یا مجنیعلیه، مرتکب را در وضعیت نامعین رها نماید، با شکایت محکومعلیه از این امر، دادگاه صادرکننده حکم، مدت مناسبی را مشخص و به صاحب حق قصاص اعلام میکند تا ظرف مهلت مقرر نسبت به گذشت، مصالحه یا اجرای قصاص اقدام کند. در صورت عدم اقدام او در این مدت، دادگاه میتواند پس از تعیین تعزیر براساس کتاب پنجم «تعزیرات» و گذشتن مدت زمان آن با اخذ وثیقه مناسب و تایید رییس حوزه قضایی و رییس کل دادگستری استان تا تعیین تکلیف از سوی صاحب حق قصاص، مرتکب را آزاد کند.
تفسیر ماده 429 قانون مجازات اسلامی:
1- مقنن در ماده 429 قانون مجازات اسلامی شرایطی را مقرر نموده است که به موجب آن مرتکب جرم که محکوم به قصاص شده است در زندان بوده و صاحب حق قصاص، بنا به هر علتی بدون عذر موجه نسبت به اجرا یا عدم اجرای قصاص تعیین تکلیف ننموده است، با شکایت محکومعلیه، دادگاه صادرکننده حکم، مهلتی را به صاحب حق قصاص، اعطا نموده تا اقدام به تعیین تکلیف نماید در صورت عدم انجام این امر، دادگاه در وهله اول اقدام به تعیین تعزیر برای مرتکب جرم نموده و پس از اتمام مدت تعزیر، با اخذ وثیقه مناسب از محکومعلیه و تایید رییس حوزه قضایی و رییس کل دادگستری استان تا تعیین تکلیف نهایی وی را آزاد خواهد نمود.
2- در فرضی که پس از آزادی مرتکب جرم مطابق با توضیحات فوقالذکر، صاحب حق قصاص تقاضای اجرای قصاص را نماید، قصاص به اجرا گذارده خواهد شد.
در موارد لزوم پرداخت فاضل دیه اگر مقتول یا صاحب حق قصاص، طلبی از مرتکب داشته باشد، طلب مذکور با رضایت صاحب آن، هر چند بدون رضایت مرتکب، به عنوان فاضل دیه، قابل محاسبه است.
فاضل دیه یا سهم پرداختی شرکا از دیه جنایت، متعلق به قصاص شونده است و او می تواند آن را به صاحب حق قصاص یا شرکای خود ببخشد و یا هر نوع تصرف مالکانه دیگری در آن انجام دهد لکن اگر آن را دریافت کرده باشد و قصاص صورت نگیرد، باید آن را برگرداند.
هرگاه مجنی علیه پیش از استیفای حق قصاص، فوت کند و ترکه او برای ادای دیون او کافی نباشد، صاحب حق قصاص، بدون اداء یا تضمین آن دیون، حق استیفای قصاص را دارد لکن حق گذشت مجانی، بدون اداء یا تضمین دیون را ندارد و اگر به هر علت، قصاص به دیه تبدیل شود، باید در ادای دیون مذکور صرف شود. این حکم در مورد ترکه مقتول نیز جاری است.
اگر مجنی علیه یا همه اولیای دم، پیش از قصاص یا در حین اجرای آن از قصاص مرتکب گذشت کنند، قصاص متوقف می شود و آنان ضامن خساراتی که در حین اجرای قصاص به مرتکب رسیده است، نمی باشند و اگر برخی از آنان گذشت نمایند یا مصالحه کنند، خواهان قصاص باید پیش از اجرای قصاص، سهم آن ها را حسب مورد به آنان یا مرتکب بپردازد.
هرگاه کسی فردی را که مرتکب جنایت عمدی شده است فراری دهد به تحویل وی الزام می شود. اگر در موارد قتل و جنایت بر عضو که منجر به قطع یا نقص عضو یا از بین رفتن یکی از منافع آن شده است، بازداشت فراری دهنده موثر در حضور مرتکب یا الزام فراری دهنده به احضار مرتکب باشد، دادگاه باید با درخواست صاحب حق قصاص تا زمان دستگیری مرتکب، فراری دهنده را بازداشت کند. اگر مرتکب پیش از دستگیری بمیرد یا دستگیری وی متعذر شود یا صاحب حق قصاص رضایت دهد، فراری دهنده آزاد می شود و صاحب حق قصاص در همه موارد قصاص نفس و عضو، می تواند در صورت فوت مرتکب یا تعذر دستگیری او، دیه را از اموال وی یا فراری دهنده بگیرد. فراری دهنده می تواند پس از پرداخت دیه برای دریافت آن به مرتکب رجوع کند.
هرگاه در جنایت عمدی، به علت مرگ یا فرار، دسترسی به مرتکب ممکن نباشد با درخواست صاحب حق، دیه جنایت از اموال مرتکب پرداخت میشود و در صورتی که مرتکب مالی نداشته باشد در خصوص قتل عمد، ولیدم میتواند دیه را از عاقله بگیرد و در صورت نبود عاقله یا عدم دسترسی به آنها یا عدم تمکن آنها، دیه از بیتالمال پرداخت میشود و در غیرقتل، دیه بر بیتالمال خواهد بود. چنانچه پس از اخذ دیه، دسترسی به مرتکب جنایت اعم از قتل و غیرقتل، ممکن شود در صورتی که اخذ دیه به جهت گذشت از قصاص نباشد، حق قصاص حسب مورد برای ولیدم یا مجنیعلیه محفوظ است، لکن باید قبل از قصاص، دیه گرفته شده را برگرداند.
افزودن دیدگاه
دیدگاه کاربران