شروع در احیاء از قبیل سنگ چیدن اطراف زمین یا کندن چاه و غیره تحجیر است و موجب مالکیت نمیشود ولی برای تحجیرکننده ایجاد حق اولویت در احیاء مینماید.
تفسیر ماده 142 قانون مدنی:
1- شروع به احیا را تحجیر گویند؛ مانند حصار کشیدن دور زمین. تحجیر یک عمل حقوقی است چراکه به قصد نیاز دارد (قصد تملک). به بیانی دیگر زمانی که شخصی شروع به احیا میکند میبایست قصد تملک داشته باشد.
2- تحجیر یک عمل حقوقی از نوع ایقاع است و غیرمملک است. زیرا در اثر تحجیر مالکیت ایجاد نمیشود بلکه حق اولویت در احیا ایجاد میشود.
3- همانگونه که بیان شد تحجیر یک عمل حقوقی غیرمملک (با تحجیر شما مالک نمیشوید.) است اما احیا یک عمل حقوقی مملک است.
4- تحجیر برای تحجیرکننده حق تحجیر ایجاد میکند.
5- چنانچه تحجیرکننده از آباد نمودن زمین اجتناب ورزد، حاکم تحجیرکننده را به احیا یا اعراض از حق تحجیر ملزم میکند. به بیانی دیگر حاکم مختار است که حکم به سقوط حق اولویت تحجیرکننده دهد.
6- چنانچه «الف» زمینی را تحجیر کند تا وسایل زراعت خود را فراهم نماید و آن را احیا کند و در این بین شخص «ب»، حق تحجیر «الف» را نادیده گرفته و اقدام به احیای زمین نماید. اقدام شخص «ب» در جهت احیای زمین برای وی مالکیت ایجاد نمینماید چراکه با توجه به آنکه حق تحجیر یک حق عینی بوده و دارای حق تقدم است، دارای اولویت نسبت به سایرین است. دقت شود که حق عینی شخص را به هیچوجه نمیتوان از بین برد. فیالواقع شخص «ب» (احیا کننده)، غاصب حق عینی است (حق عینی شخص «الف» را غصب نموده است.). مستحضرید که غاصب با احیای زمین دارای حق مالکیت نمیشود (عمل غاصب محترم نیست.) و مالکیت در هر حال متعلق به صاحب حق تحجیر است. ضمن آنکه علم و جهل غاصب نیز تاثیری در مالکیت وی ندارد.
افزودن دیدگاه
دیدگاه کاربران