خوانده میتواند در مقابل ادعای خواهان، اقامه دعوا نماید. چنین دعوایی در صورتی که با دعوای اصلی ناشی از یک منشأ بوده یا ارتباط کامل داشته باشد، دعوای متقابل نامیده شده و توأماً رسیدگی میشود و چنانچه دعوای متقابل نباشد، در دادگاه صالح به طور جداگانه رسیدگی خواهد شد.
بین دو دعوا وقتی ارتباط کامل موجود است که اتخاذ تصمیم در هر یک موثر در دیگری باشد.
تفسیر ماده 141 قانون آیین دادرسی مدنی:
1- دعوای تقابل دعوایی است که خوانده، تحت شرایطی میتواند در مقابل دعوای خواهان به منظور کاستن از محکومیتی که او را تهدید میکند، جلوگیری کلی از این محکومیت و یا حتی تحصیل حکم محکومیت خواهان اصلی به دادن امتیاز، علیه او اقامه کند.
2- شرایط اختصاصی دعوای تقابل، اقامه آن از سوی خوانده، اتحاد منشأ و یا ارتباط کامل آن با دعوای اصلی و نیز اقامه آن در مهلت مقرر میباشد.
3- دعوای متقابل الزاماً میبایست از سوی خوانده دعوی اقامه گردد. (خوانده شخصی است که دعوا علیه او اقامه شده است.) نکتهای که میبایست بدان توجه نمود آن است که با توجه به آنکه خوانده دعوای جلب ثالث از تمامی امتیازات راجع به خوانده برخوردار است (ماده 139 قانون آیین دادرسی مدنی)، مجلوب ثالث نیز میتواند نسبت به اقامه دعوای متقابل علیه جالب اقدام کند مگر آنکه جالب وی را برای تقویت موضوع خود جلب کرده باشد.
4- منظور از منشأ یا سبب دعوی، رابطه حقوقی مشخصی است که بر عمل یا واقعه حقوقی و یا قانون مبتنی بوده و براساس آن، خواهان خود را مستحق مطالبه میداند. مانند آنکه موجری به خواسته اجور معوقه مورد اجاره علیه مستاجر خود اقامه دعوی مینماید و مستاجر نیز که خوانده دعوی میباشد با طرح دعوای متقابل، مدعی می گردد که در ملک هزینههایی نموده و طبق قرارداد اجاره که منشا ادعای خواهان است، آن هزینه ها بر عهده موجر میباشد. در مثال مذکور عقد اجاره، منشأ دعوی طرفین بوده است.
5- ارتباط کامل میان دو دعوی زمانی است که اتخاذ تصمیم در هر دعوی موثر در دعوی دیگر باشد.
دعوای متقابل به موجب دادخواست اقامه میشود، لیکن دعاوی تهاتر، صلح، فسخ، رد خواسته و امثال آن که برای دفاع از دعوای اصلی اظهار میشود، دعوای متقابل محسوب نمیشود و نیاز به تقدیم دادخواست جداگانه ندارد.
تفسیر ماده 142 قانون آیین دادرسی مدنی:
1- دعوای تقابل علیالقاعده با تقدیم دادخواست به دادگاهی که دعوای اصلی در آنجا مطرح است، رسیدگی میگردد. اما مطابق با این ماده، قانونگذار مقرر نموده است که دعاوی تهاتر، صلح، فسخ، رد خواسته و امثال آن که در دفاع از دعوای اصلی، مطرح میشوند، نیازی به تقدیم دادخواست ندارند و میتوانند در قالب دفاعیات مطرح گردند.
مطلب مرتبط: دعوای تقابل چیست؟ شرایط طرح آن کدام است؟
2- زمانی که دو نفر در مقابل یکدیگر، مدیون شوند، هر دو دین تا اندازهای که با هم معادله مینمایند، به صورت تهاتر برطرف شده و طرفین در مقابل یکدیگر بری میگردند. اگر ادعای خوانده دعوا در خصوص تهاتر، مستند به اسناد غیرقابل انکار، مسلم یا مورد قبول خواهان باشد، صرف اظهار تهاتر در مقام دفاع، کفایت مینماید و نیازی به تقدیم دادخواست تقابل نمیباشد اما اگر ادعای تهاتر توسط خوانده، مستند به اسناد غیرقابل انکار نباشد و همچنین مورد قبول خواهان نیز نباشد، طرح این ادعا نمیتواند در قالب دفاع به معنی اخص باشد و نیازمند تقدیم دادخواست میباشد.
دادخواست دعوای متقابل باید تا پایان اولین جلسه دادرسی تقدیم شود و اگر خواهان دعوای متقابل را در جلسه دادرسی اقامه نماید، خوانده میتواند برای تهیه پاسخ و ادله خود تأخیر جلسه را درخواست نماید. شرایط و موارد رد یا ابطال دادخواست همانند مقررات دادخواست اصلی خواهد بود.
تفسیر ماده 143 قانون آیین دادرسی مدنی:
1- مهلت اقامه دعوای تقابل، تا پایان جلسه اول دادرسی میباشد. خوانده دعوا از زمان طرح دعوای اصلی تا پایان جلسه اول رسیدگی، فرصت اقامه دعوای تقابل را دارد.
2- اگر دعوای تقابل، پیش از اولین جلسه دادرسی مطرح شود، در صورتی که فرصت کافی برای ابلاغ دادخواست تقابل و ضمائم آن به خواهان دعوای اصلی، وجود داشته باشد، جلسه تجدید نمیشود و به دعوای تقابل نیز در همان جلسهای که برای رسیدگی به دعوای اصلی، تعیین شده است، رسیدگی خواهد شد در غیر اینصورت اگر فرصت کافی برای ابلاغ دادخواست تقابل وجود نداشته باشد و یا آنکه دادخواست تقابل در جلسه اول دادرسی، تقدیم گردد و خوانده دعوای تقابل نیز جهت پاسخ به دعوا، درخواست تاخیر جلسه را مطرح نماید، جلسه تجدید میگردد تا نسبت به هر دو دعوا، توأمان در وقت رسیدگی دیگری، دادرسی صورت پذیرد.
افزودن دیدگاه
دیدگاه کاربران