قرار سقوط دعوا و اعتبار امر قضاوت شده
قرار سقوط دعوا

قرار سقوط دعوا چیست؟

مفهوم دعوا از منظر حقوقی این است که منازعه و اختلافی در مرجع صالح مطرح گردد و مورد قضاوت قرار گیرد. در واقع طرح دعوا توانایی و حق قانونی کسی است که مدعی این امر می باشد که حقوق او تضییع یا مورد انکار واقع شده است. این حق، در اصل ٣۴ قانون اساسی نیز عنوان گردیده است:

“دادخواهی حق مسلم هر فرد است و هر کس می‌تواند به منظور دادخواهی به دادگاه‌های صالح رجوع نماید. همه افراد ملت حق دارند این گونه دادگاه‌ها را در دسترس داشته باشند و هیچ‌کس را نمی‌توان از دادگاهی که به موجب قانون حق مراجعه به آن را دارد منع کرد.

اما گاهی اوقات ممکن است که دعوا و پیگیری دعوا، به نوعی زایل گردیده باشد و حق اقامه دعوا از فرد ساقط شده باشد و اصطلاحا عنوان می گردد که قرار سقوط دعوا صادر شده است. قرار سقوط دعوا به معنای این است که محاکمه و دعوایی که خواهان شروع آن را درخواست نموده، زایل می گردد و قابل پیگیری و صدور رای نمی باشد. گاهی اوقات ممکن است که سقوط دعوا ناشی از زایل یا از بین رفتن حق اصلی بصورت قهری یا ارادی باشد. یکی دیگر از موارد سقوط دعوا بند ج ماده ١٠٧ قانون آیین دادرسی مدنی می باشد: “ج- استرداد دعوا پس از ختم مذاکرات اصحاب دعوا در موردی ممکن است که یا خوانده راضی باشد و یا خواهان از دعوای خود به کلی صرف نظر کند. در این صورت دادگاه قرار سقوط دعوا صادر خواهد کرد.”

بیشتر بخوانید: ابطال سند رسمی انتقال مالکیت 

عوامل صدور قرار سقوط دعوا عبارتند از:

صدور قرار سقوط دعوا بدلیل صدور حکم قطعی

با درخواست خواهان و تقدیم دادخواست، دادگاه با تشکیل جلسه دادرسی و بررسی و استماع اظهارات طرفین، موضوع پرونده را بررسی و رای مقتضی را صادر می نماید. با صدور دعوا و قطعیت آن، دیگر رسیدگی مجدد به دعوا مقدور نیست و اصطلاحا دارای اعتبار امر قضاوت شده می باشد. توضیح اینکه رای صادره زمانی قطعی میگردد که یا تجدیدنظر خواهی شده و رای صادر گردد و یا اینکه در مرحله بدوی، با گذشت مهلت اعتراض، قطعی گردد و رای صادره قابلیت اجرا داشته باشد.

صدور قرار سقوط دعوا بدلیل از بین رفتن حق اصلی

گاهی اوقات صدور قرار سقوط دعوا بدلیل زایل شدن و از بین رفتن حق اصلی می باشد. اگر حق اصلی بدلیل ارادی یا قهری زایل شود و از بین برود، قرار سقوط دعوا صادر می گردد و نمیتوان مجدد طرح دعوا نمود. اگر زوال حق بصورت ارادی باشد، مثل این است که صاحب حق با اختیار از حق خود بگذرد مانند اینکه دائن با اختیار از حق خود صرف نظر نماید.

در زوال حق بصورت غیر ارادی یا قهری، شرایطی پیش می آید که بدون اراده صاحب حق، حق از بین میرود مانند زمانی که پدری از فرزند خود طلبکار است و با فوت پدر، صفت دائن و مدیون در فرزند جمع میشود و حق اصلی زایل می گردد. علی الاصول فوت صاحب حق یا طرف مقابل او موجب زوال حق نمی شود اما در مواردی استثنایی مانند تمکین و یا طلاق با فوت هر یک از طرفین، دعوا زایل می گردد.

صدور قرار سقوط دعوا بدلیل استرداد دعوا

اگر بعد از ختم مذاکرات طرفین، دعوای مطرح شده، مسترد گردد، یعنی درخواست استرداد دعوا داده شود اما خوانده راضی نباشد، خواهان میتواند بطور کلی از دعوای خود صرف نظر نماید که در اینصورت قرار سقوط دعوا صادر میشود در این شرایط صدور قرار سقوط دعوا به معنای این است که خواهان حق اقامه و طرح این دعوا را بطور کلی از خود سلب نماید. بنابراین مشمول اعتبار امر قضاوت شده می شود.

بیشتر بخوانید: شرایط صحت عقد صلح

مستندات قانونی مرتبط با قرار سقوط دعوا

نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه

شماره نظریه: ۷/۹۶/۲۵۶۱ شماره پرونده: ۶۹-۷۲۱/۱-۷۲۴ تاریخ نظریه: ۱۳۹۶/۱۰/۲۵

۱-اگر قبل از جلسه دادرسی خواهان از دعوی خود به کلی صرف نظر کند در این صورت محکمه باید قرار ابطال دادخواست صادر نماید؟ یا قرار سقوط دعوی؟ اگر بعد از جلسه اول دادرسی و قبل از اتمام دادرسی و پیش از ختم مذاکرات اصحاب دعوی خواهان از دعوی خود به کلی صرف نظر کند در این صورت محکمه باید قرار رد دعوی صادر کند؟ یا قرار سقوط دعوی؟

مقنن در ماده ۱۰۷ قانون آیین دادرسی مدنی ۱۳۷۹ در خصوص موارد استرداد دادخواست یا دعوا یا انصراف کلی از آن مقاطع زمانی و قرارهای مربوط به هر یک، تعیین تکلیف کرده و در بند ج این ماده قرار سقوط دعوا را ناظر به زمانی دانسته که مذاکرات اصحاب دعوا ختم شده باشد. وقتی خواهان دعوای خود را قبل از جلسه اول یا بعد از آن و قبل از ختم مذاکرات مسترد نموده است از شمول بند ج یادشده و موارد سقوط دعوا خارج است. ضمنا انصراف کلی از دعوا نیز نوعی استرداد دعوا در معنای اعم آن است.

نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه

شماره نظریه: ۷/۹۶/۲۲۳۴ شماره پرونده: ۹۶-۱۲۷/۱-۱۵۹۰ تاریخ نظریه: ۱۳۹۶/۰۹/۲۰

۱ و ۲- اگر حق، قائم به شخص باشد، مانند دعوای طلاق و الزام به تمکین و یکی از زوجین در حین رسیدگی فوت نماید، دعوی زایل می‌شود؛ چون امکان طرح مجدد آن نیز نمی‌باشد، بنابراین صدور قرار سقوط دعوا مناسب است.

۳- دعوای الزام به تمکین از سوی ورثه زوج متوفی به طرفیت زوجه سابق متوفی بنا به دلایلی که ذکر شد قابلیت استماع ندارد؛ لیکن چنانچه زوجه مبادرت به طرح دعوای نفقه معوقه نسبت به ورثه زوج متوفی نماید، ورثه مزبور می‌توانند با استفاده از مدارک مضبوط در پرونده تمکین که به لحاظ فوت زوج منجر به صدور قرار سقوط دعوا شده و نیز سایر دلایل و مستندات، نسبت به دفاع از دعوای مطروحه اقدام نمایند.

صورتجلسه نشست قضائی استان اصفهان/ شهر شهرضا مورخ ۱۳۸۴/۰۵/۱۸

با توجه به بند (ج) ماده ۱۰۷ قانون آیین دادرسی مدنی، اولا: چند فرض در این بند پیش بینی شده است؟ ثانیاً: حکم هر فرض چگونه است؟

نظر هیئت عالی

در بند (ج) از ماده ۱۰۷ قانون آیین دادرسی مدنی مصوب سال ۱۳۷۹، نسبت به استرداد دعوا، بعد از ختم مذاکرات دو حالت پیش بینی شده است: حالت اول آنکه استرداد دعوا با رضایت خوانده باشد که در این صورت دادگاه قرار رد دعوای خواهان را صادر کند. حالت دوم زمانی است که خواهان به طور کلی از دعوای خود صرف نظر می کند، که در این شرایط دادگاه قرار سقوط دعوا را صادر می کند. قرار سقوط دعوا چون طرح ادعا را به طور ماهیتی در آینده اسقاط کرده، از اعتبار امر مختومه برخوردار است.

جهت مشاوره حقوقی با وکیل پایه یک دادگستری به صفحه تماس با ما مراجعه فرمائید.

مقالات زیر را مطالعه کنید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

به بالای صفحه بردن