نمونه قرار مجرمیت در ارتباط با شهادت کذب نزد مقامات رسمی
نمونه رای حقوقی

بازدید کننده بزرگوار، در این مقاله یک نمونه قرار مجرمیت در ارتباط با شهادت کذب نزد مقامات رسمی برایتان قرار داده ایم تا با نحوه صدور رای در این زمینه آشنا شوید.

این نمونه قرار مجرمیت که از شعبه چهارم دادیاری دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان کاشان صادر شده است درباره این موضوعات می باشد: ماده ۲۰۹ قانون آیین دادرسی کیفری، شهادت کذب نزد مقامات رسمی، ماده ۳۲۲ قانون آیین دادرسی کیفری، ماده ۶۵۰ قانون مجازات اسلامی، قرار مجرمیت در ارتباط با شهادت کذب نزد مقامات رسمی

 

چکیده قرار مجرمیت در ارتباط با شهادت کذب نزد مقامات رسمی

اگرچه ماده ۶۵۰ قانون مجازات اسلامی قسمت تعزیرات از کلمه دادگاه استفاده نموده است لیکن به شرح استدلالات مندرج در دادنامه شهادت کذب نزد مقامات قضایی یعنی قضات دادسرا نیز جرم بوده و قابلیت تعقیب کیفری دارد.

 

قرار جلب به دادرسی

دادستان و رئیس محترم دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان کاشان

در خصوص اتهام آقای … فرزند … متولد … و خانم … فرزند … متولد …، فعلا آزاد با صدور قرار قبولی وثیقه دائر بر: شهادت کذب نزد مقامات رسمی موضوع گزارش اینجانب، دادیار شعبه چهارم دادیاری دادسرای عمومی و انقلاب، پرونده در مسیر تحقیقات قرار گرفت. نظر به محتویات پرونده و با توجه به اینکه هرچند در ماده ۶۵۰ کتاب تعزیرات قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۵ لفظ «دادگاه» استعمال شده لیکن بنابه دلایل ذیل شهادت کذب در نزد مقام قضایی دادسرا نیز واجد جنبه مجرمانه و در خور تعقیب می باشد:

* حسب نظرات مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه از جمله نظرات شماره ۷/۲۹۱۵ مورخ ۰۱-۰۵-۱۳۸۲ (با توجه به اطلاق و عموم ماده ۶۵۰ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۵، مقامات رسمی اختصاص به مقامات قضایی ندارد و شامل شهادت کذب در مرجع انتظامی نیز می شود) شماره ۷/۳۲۳۴ مورخ ۰۹-۰۹-۱۳۷۹ (با توجه به اطلاق و عموم ماده ۶۵۰ قانون مجازات اسلامی مقامات رسمی اختصاص به مقامات قضایی ندارد و لذا اگر کسی مثلا در اداره ثبت احوال به دروغ شهادت دهد که فلان شخص صاحب فرزندی به نام … شده است و این شهادت موثر در صدور شناسنامه مورد شهادت گردد مشمول ماده بالا _ ماده ۶۵۰ _ خواهد بود) و شماره ۷/۹۸/۶۴۹ مورخ ۱۶-۰۵-۱۳۹۸ (با توجه به اطلاق و عموم ماده ۶۵۰ قانون مجازات اسلامی (بخش تعزیرات) مصوب ۱۳۷۵، شهادت کذب در دادسرا، شهادت نزد مقامات رسمی محسوب شده و مشمول ماده مذکور خواهد بود) و شماره ۷/۹/۱۱۸۹ مورخ ۱۲-۰۹-۱۳۹۹ که عینا مفاد نظریه ۷/۹۸/۶۴۹ را تایید و تبیین کرده، لذا شهادت کذب در دادسرا نیز علاوه بر دادگاه جرم است.

* ماده ۶۵۰ قانون مرقوم در سال ۱۳۷۵ تصویب شده است که برخلاف سازمان قضایی نیروهای مسلح فقط دادگاه های عمومی عهده دار تحقیق در رسیدگی بوده اند، لذا قانونگذار نمیتوانسته است برای یک نهاد معدوم (دادسرا) که آن هنگام در تقسیمات قضایی جایی نداشته است اشاره ای نماید. لذا تمسک به اصطلاح اصولی غلبه جهت تسری حکم ماده ۶۵۰ به قضات دادگاه صحیح نمی باشد و ذکر کلمه «دادگاه»، صرفا بنابه مقتضیات زمان تصویب قانون بوده است و لا غیر.

* قانونگذار در ماده ۲۰۹ قانون آیین دادرسی کیفری بازپرس را مکلف به تفهیم حرمت و مجازات شهادت کذب نموده است و چنانچه شهادت کذب در دادسرا جرم نبوده وضع ماده ۳۲۲ این قانون که تکلیف فوق را بر عهده قضات محکمه گذاشته بود کفایت در مقصود می نمود و دیگر نیازی به ماده ۲۰۹ نبود، حال چنانچه بپذیریم که شهادت کذب در دادسرا جرم نمی باشد، ذکر یکی از دو ماده ۲۰۹ یا ۳۲۲ کافی بود و این برخلاف اصل حکمت قانونگذار است که نسبت به یک مسئله دو ماده قانونی ذکر نماید.

* در لایحه جدید قانون تعزیرات که در دست بررسی است (هرچند هنوز به تصویب نهایی نرسیده است) در ماده ۱۰۳ قانونگذار با حذف کلمه «دادگاه» به «مقام قضایی» اشاره نموده است که بی شک شامل قضات محترم دادسرا نیز می شود و لذا من حیث المجموع، لفظ «دادگاه» در ماده ۶۵۰ افاده نوع می کند و هم شامل قضات دادگاه و هم شامل قضات دادسرا می شود.

لذا با توجه به جرم بودن شهادت کذب در دادسرا با عنایت به استدلالات فوق الذکر، این شعبه با توجه به:

نخست: گزارش اولیه اینجانب دادیار شعبه چهارم دادسرای عمومی و انقلاب که در سه صفحه تنظیم شده که حسب آن بین اظهارات شهود با یکدیگر و با شاکی ۹ بند تعارض مشهود است که شرح آن در گزارشی تنظیم بیان شده است. حال آنکه این شعبه قبل از ادای شهادت ایشان و حتی آخر شهادت (که مشخص شد مفاد شهادت کذب است)، قبل از صدور صورتمجلس به شهود انذار داد که از ادامه ادای شهادت و اظهارات خود خودداری کنند و چنانچه صورتمجلس صادر شود، علیه ایشان اعلام جرم شهادت کذب خواهد شد. که این انذارها نتیجه ای نداد و شهود مصر در ادای شهادت بودند.

دوم: اقرار صریح و مقرون به واقع متهم ردیف دوم خانم … و دفاعیات غیر موثر متهم ردیف اول آقای … که بیان داشته اند: «من دروغ نگفته ام و تمام آنچه را که دیدم را گفته ام ولی ممکن است حرفی را نزده باشم یا اینکه یادم نبوده باشد که بزنم»، که سوال اینجاست چطور ممکن است تمام آنچه را که دیده اند بیان کرده باشند اما ۹ بند تعارض بین اظهارات شان با سایر اشخاص (شاکی و شاهد دیگر) مشهود باشد؟ بعلاوه از این جمله که: «ممکن است حرفی را نزده باشم»، می توان اقرار متهم را هم برداشت کرد چون ایشان در مقام شاهد سوگند میخورد که: «تمام حقیقت را بیان کند» که آنچه ایشان بیان داشته برخلاف این سوگندی است که بیان نموده است.

سوم: رونوشت برگه های اظهارات خانم … (که شاکی پرونده کلاسه … بوده) و هر دو متهم که ضمیمه پرونده است.

بزه انتسابی را محرز و مسلم دانسته و با توجه به انطباق موضوع مانحن فیه با توجه به ماده ۶۵۰ کتاب تعزیرات قانون مجازات اسلامی و با عنایت به نظرات مشورتی متعدد فوق الذکر از اداره کل حقوقی قوه قضاییه و همچنین مستند به ماده ۲۶۵ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ با اصلاحات بعدی قرار جلب به دادرسی متهمین صادر و اعلام می گردد.

دفتر، مقرر است پرونده برگ شماری، در اجرای ماده ۹۲ قانون اخیرالذکر امروز به نظر دادستان محترم برسد. در صورت موافقت و پس از تنظیم کیفرخواست به مرجع صالح ارسال گردد.

شعبه چهارم دادیاری دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان کاشان

توضیح: نمونه رای های منتشر شده در عدالت سرا اعم از نمونه رای بدوی، نمونه رای تجدیدنظر و نمونه رای دیوان عموما از نمونه رای های منتشر شده از سوی قوه قضائیه و مراکز و پژوهشگاه های وابسته به قوه قضائیه برگرفته شده است.

مقالات زیر را مطالعه کنید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالای صفحه بردن