شرایط صحت عقد صلح

12 مهر 1399 0 523
شرایط صحت عقد صلح

عقد صلح چیست؟

صلح در معنای لغوی به معنی توافق و سازش است و در اصطلاح حقوقی، عقد صلح عقدی است که به معنای توافق بر امری اعم از ساقط نمودن دین یا حق و یا تملیک عین یا منفعت می باشد. لذا نتیجه عقد صلح می تواند ایجاد حق، انتقال حق و یا اسقاط حق باشد. همچنین صلح عقدی است لازم، حسب مورد تملیکی یا عهدی، معوض یا مجانی، رضایی و مسامحه ای. در همین ارتباط ماده ٧٥٢ قانون مدنی مقرر نموده است:

"صلح ممکن است یا در مورد رفع تنازع موجود و یا جلوگیری از تنازع احتمالی در مورد معامله و غیر آن واقع شود."

عقد صلح نیز همانند سایر عقود برای صحت، نیازمند داشتن شرایطی می باشد. از جمله این شرایط می توان به لزوم داشتن اهلیت طرفین صلح و نیز عدم امکان صلح بر امر نامشروع مقرر در مواد ٧٥٣ و ٧٥٤ قانون مدنی اشاره نمود. در این ارتباط ماده ٧٥٣ قانون مدنی بیان نموده است:

"برای صحت صلح طرفین باید اهلیت معامله و تصرف در مورد صلح داشته باشند."

لذا در صورتی که صلح معوض باشد، طرفین باید اهلیت کامل داشته باشند ولی در صلح غیرمعوض، اهلیت ناقص تملک کننده کافی است؛ بنابراین مستند به مواد 1212 و 1214 قانون مدنی، صفیه و صغیر ممیز می توانند صلح بلاعوض را قبول کنند.

ماده ٧٥٤ قانون مدنی بیان نموده است:

"هر صلح نافذ است جز صلح بر امری که غیر مشروع باشد."

از ماده اخیر چنین بر می آید که مال موضوع صلح می تواند عین، منفعت یا حق باشد. نکته قابل ذکر این است که هر صلحی که موضوع آن قابل اسقاط یا ابطال نباشد، باطل است. بطور مثال هر موردی که مربوط به حقوق و احوال شخصیه است مانند حق زوجیت، این حق قابل اسقاط یا ابطال نیست پس نمی تواند موضوع صلح واقع شود. همجنین صلح نمی تواند به معاملات باطلی که با نظم عمومی ارتباط دارد، چهره قانونی ببخشد و در صورت وقوع چنین معاملاتی در قالب صلح، به دلیل نامشروع بودن، موثر نبوده و نمی تواند مانع طرح دعوای بطلان آن گردد.

مطلب مرتبط: هر آنچه باید در مورد قرارداد صلح بدانیم

انواع عقد صلح

بطور کلی دو نوع عقد صلح وجود دارد:

  1. عقد صلحی که جایگزین معاملات می شود.
  2. عقد صلحی که جهت رفع اختلاف و برای انجام سازش صورت می گیرد.

عقد صلح در کلیت حقوقی جهت رفع اختلاف بکار میرود و در هر مرحله از رسیدگی طرفین می توانند سازش و صلح نمایند و صلح نامه تنظیمی میان آنان باعث مختومه شدن پرونده می شود.

 

صلح جهت رفع اختلاف

ماده ١٨٠ قانون آیین دادرسی مدنی مقرر نموده است:

"سازش بین طرفین یا در دفتر اسناد رسمی واقع می شود یا در دادگاه و نیز ممکن است در خارج از دادگاه واقع شده و سازش نامه غیر رسمی باشد."

اگر سازش نامه غیر رسمی باشد و در خارج از دادگاه صورت بگیرد طرفین می بایست در دادگاه حاضر شوند و به صحت آن اقرار نمایند. اقرار طرفین در صورتجلسه نوشته شده و به امضای قاضی دادگاه و طرفین می رسد. در صورتی که طرفین بدون وجود هیچ گونه عذر موجهی در دادگاه حاضر نشوند، قاضی دادگاه بدون توجه به سازش نامه، رسیدگی را ادامه می دهد.

هم چنین در صورتی که سازش در دفاتر اسناد رسمی واقع شده باشد، دادگاه ختم رسیدگی را اعلام می نماید مضاف بر اینکه اگر موضوع سازش، انتقال یا اسقاط حق در مورد اموال غیرمنقول باشد، به استناد مواد ٤٧ و ٤٨ قانون ثبت اسناد و املاک، ثبت چنین اسنادی می بایست در دفاتر اسناد رسمی ثبت گردد.

مطلب مرتبط: نحوه تنفیذ هبه نامه یا صلح نامه عادی در دادگاه

عقد صلح در معاملات

عقد صلح علاوه بر اینکه میتواند جهت رفع منازعه و اختلاف بکار برده شود، می تواند جایگزین معاملات نیز گردد اما متاسفانه مردم شناخت کافی نسبت به این عقد ندارند. این در حالی است که این عقد میتواند جایگزین بسیاری از معاملات شده و در جهت ایجاد سازش و رفع اختلاف نیز مفید باشد. در این ارتباط ماده 758 قانون مدنی مقرر نموده است:

«صلح در مقام معاملات هر چند نتیجه معامله را که به جای آن واقع شده است میدهد لیکن شرایط و احکام خاصه آن معامله را ندارد، ‌بنابراین اگر مورد صلح عین باشد در مقابل عوض، نتیجه آن همان نتیجه بیع خواهد بود بدون اینکه شرایط و احکام خاصه بیع در آن مجری شود.»

 

صلح عمری چیست؟

صلح عمری به معنای این است که فردی بخواهد بخشی از املاک و دارایی خود را به فردی واگذار نماید اما تا زمانی که در قید حیات است، تمام اختیارات راجع به ملک و استفاده از آن را برای خود، نگه دارد. مانند پدر یا مادری که در زمان حیات، ملک خود را به فرزند یا فرزندانشان صلح می نمایند اما استفاده و بهره برداری از ملک را تا زمانی که در قید حیات هستند برای خودشان محفوظ می دارند و فرزند یا فرزندان بعد از فوت آنان می توانند هر دخل و تصرفی در ملک بنمایند.

تعریف عمری در ماده 41 قانون مدنی بیان شده است:

"عمری حق انتفاعی است که به موجب عقدی از طرف مالک برای شخص به مدت عمر خود یا عمر منتفع و یا عمر شخص ثالثی برقرار ‌شده باشد."

مطلب مرتبط: نمونه قرارداد صلح عمری با حق فسخ

مستندات قانونی مرتبط با عقد صلح

نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه

شماره نظریه: 1651/96/7 شماره پرونده: 1607-75-95 تاریخ نظریه: 1396/07/22

شخصی ملک خودش را به فرزند کبیرش صلح می نماید با این شرط که تا زمانیکه زنده است حق فروش یا انتقال و یا هر حق مشروع دیگری را خواهد داشت بعد از چند ماه یا سال زوجه همسر مالک مهریه خود را به اجرا می گذارد آیا می تواند ملکی را که زوج به فرزندش با شرایط فوق صلح کرده را توقیف و یا مدعی آن گردد؟

عقد صلح با توجه به مواد 754 و 757 قانون مدنی موجب انتقال مورد صلح به متصالح می شود. احراز صحیح یا باطل یا مبطل بودن هر گونه شرطی که ضمن آن شده است، نیازمند رسیدگی قضایی است. بنابراین، طلبکار با صرف وجود شرط ضمن عقد صلح که مدعی مبطل بودن آن شرط است، نمی تواند تقاضای توقیف مورد صلح را در قبال طلب خود از مصالح نماید مگر آن که پس از طرح دعوا برابر مقررات قانونی حکم مبنی بر بطلان عقد صلح مزبور صادر شود.

 

نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه

شماره نظریه: 964/96/7 شماره پرونده: 651-61-96 تاریخ نظریه: 1396/04/31

بعضاً مشاهده می گردد دفاتر اسناد رسمی در هنگام تنظیم سند عقد صلح ضمن انتقال عین مورد معامله به متصالح چنین قید می نمایند ضمن عقد و به صورت شرط منافع مورد صلح مادام الحیات مصالح متعلق به وی می باشد حال با توجه به اینکه مالکیت منافع بعد از فوت مصالح در سند تصریح نمی گردد. سوال: آیا بعد از فوت مصالح منافع تابع عین است و به متصالح منتقل می گردد یا منافع به صورت قهری به ورثه منتقل و انتقال آن منوط به اذن وراث می باشد؟ لذا خواهشمند است دستور فرمائید نظریه آن مرجع محترم را در این ارتباط به این اداره کل اعلام فرمایند.

در فرض سؤال، که در سند رسمی صلح ضمن انتقال عین مورد معامله به متصالح، شرط شده که منافع مورد صلح مادام الحیات مصالح متعلق به وی می باشد، بعد از فوت مصالح منافع به تبع عین در مالکیت متصالح قرار می گیرد و انتقال منافع به وراث مصالح منتفی است و اذن وراث به متصالح در این خصوص نیز فاقد موقعیت قانونی است چون جزء ماترک نیست تا نیاز به اذن داشته باشد.

 

صورتجلسه نشست قضائی استان مازندران/ شهر کلاردشت مورخ ۱۳۸۵/۱۰/۰۴

شخصی قبل از فوت در قالب عقد صلح بخشی از اموال خود را به دو تن از دخترانش منتقل کرده و به عنوان مال ‌الصلح شرط می‌شود دختران مذکور بعد از فوت وی از سایر وراث مطالبه سهم‌الارث نکنند. حال بعد از فوت پدر، دختران مذکور اقدام به تقدیم دادخواست مطالبه سهم‌الارث به طرفیت سایر وراث کرده‌اند. خواندگان نیز به صلح‌نامه فوق‌الذکر استناد کرده‌اند. آیا استناد به صلح‌نامه مذکور قابل پذیرش است و اصولاً آیا چنین صلح ‌نامه ‌ای دارای وجاهت قانونی است؟

به موجب قانون مدنی، صلح عقد لازم است اگرچه در مقام عقود جایز واقع شده باشد و به هم نمی‌خورد مگر در موارد فسخ یا خیار یا اقاله و نیز هر صلح نافذ است، جز صلح به امری که غیر مشروع باشد و بالاخره در ماده 757 قانون مدنی صلح بلاعوض نیز جایز است. با توجه به مراتب مرقوم در سوال مطروح که گفته شده شخصی در قالب عقد صلح بخشی از اموال خود را به دو تن از دخترانش صلح کرده است، این صلح فقط در مورد بخشیدن مقداری از دارایی خود به دو دخترش بلا اشکال است و در واقع صلح بلاعوض تلقی می‌شود زیرا مال الصلح قرار دادن حقی که محقق نیست با زنده بودن پدر فرزندان حقی در دارایی او ندارند. از طرفی محروم کردن دختران از مطالبه سهم‌الارث وجهه قانونی ندارد. بنابراین، مطالبه سهم ‌الارث از طرف دختران وی قابل پذیرش است.

جهت اخذ مشاوره، می توانید به بخش مشاوره حقوقی مراجعه نمایید.

درخواست مشاوره

افزودن دیدگاه

دیدگاه کاربران

دیدگاهی ثبت نشده است.
تماس با وکیل