نحوه اجرای قصاص عضو مطابق با قانون مجازات اسلامی
اجرای قصاص عضو

مفهوم قصاص عضو
قصاص در لغت بمعنای هر نوع دنبالهروی و پیجویی نمودن، به مثل کشنده را کشتن، مجازات، سزا، جبران و تلافی میباشد. قصاص از نظر اصطلاحی بمعنای تلافی و استیفای عینی جنایتی که در قتل عمدی، قطع عضو و جرح عمدی بر مجنیعلیه وارد شده، میباشد به طوری که اثر بجای مانده از جنایت عیناً روی جانی اجرا شود. قصاص در جنایت قتل عمدی را قصاصالنفس میگویند و قصاص در جنایات قطع عضو و جرح را قصاص عضو گویند. در قصاص عضو بعد از تقاضای مجنیعلیه و یا سایر افرادی که قانوناً حق تقاضای قصاص را دارند، با توجه به اطلاق ماده 417 قانون مجازات اسلامی که بصورت مطلق، اجرای قصاص را منوط به اجازه از مقام معظم رهبری دانسته است، در قصاص عضو نیز این مراحل طی میشود اما اجرای قصاص عضو معمولاً در بیمارستان و تحت نظر قاضی اجرای احکام صورت میگیرد. در مقاله حاضر که توسط گروه وکلای عدالت سرا تحریر یافته است، سعی میگردد به تفصیل در خصوص نحوه اجرای قصاص عضو مطابق با قانون مجازات اسلامی پرداخته شود.
نحوه اجرای قصاص عضو
اجرای قصاص عضو علیالاصول در بیمارستان و تحت نظر قاضی اجرای احکام صورت میگیرد. پزشکی قانونی میبایست جهت رعایت تساوی در قصاص عضو، تدابیری را اتخاذ نماید تا حدود جراحت کاملاً اندازهگیری شده و از هر چیزی که مانع انجام قصاص یا ازدیاد آن میشود، ممانعت بعمل آید. اگر محکومعلیه در زمان اجرای مجازات، اقدام یا حرکتی نماید که باعث انجام قصاص بیشتر از جنایت شود، مسئولیتی متوجه قصاصکننده نخواهد بود اما اگر قصاصکننده یا شخص دیگری باعث ورود آسیب بیشتر از جنایت شود قطعاً ضامن خواهد بود و محکوم به پرداخت دیه و یا قصاص میگردد. (مستنبط از ماده 442 قانون مجازات اسلامی)
همچنین ابزار قطع و جرح در قصاص عضو میبایست تیز، تمیز و متناسب با اجرای قصاص بوده و اذیت و آزار مرتکب بیشتر از مقدار جنایت ممنوع خواهد بود. (مستنبط از ماده 439 قانون مجازات اسلامی)
از آنجایی که اجرای قصاص، امر بسیار حساس و مهمی است فلذا دادستان نظارت مستقیم بر اجرای مجازات خواهد داشت. دادستان میبایست وفق ماده 31 آییننامه نحوه اجرای احکام حدود، سلب حیات، قطع عضو، قصاص نفس و عضو و جرح، دیات، شلاق، تبعید، نفی بلد، اقامت اجباری و منع از اقامت در محل یا محلهای معین، یک هفته پیش از اجرای قصاص عضو، مراتب را به رییس کل دادگستری استان اطلاع دهد. ذکر این نکته حائز اهمیت است که مامور اجرای حکم این وظیفه را بر عهده دارد که پیش از اجرای حکم، ادوات جرم را بررسی نماید و از محکم بودن آنها برای اجرای حکم مطمئن شود. (مستفاد از ماده 42 آییننامه نحوه اجرای احکام حدود، سلب حیات، قطع عضو، قصاص نفس و عضو و جرح، دیات، شلاق، تبعید، نفی بلد، اقامت اجباری و منع از اقامت در محل یا محلهای معین)
مساله مهم دیگر آن است که بیهوش یا بیحس نمودن مرتکب حین اجرای قصاص عضو بدون اجازه مجنیعلیه (کسی که جنایت بر او واقع شده است.) ممنوع است لکن اگر جنایت در حالت بیهوشی یا بیحسی عضو مجنیعلیه اتفاق افتاده باشد، در اینصورت وفق ماده 444 قانون مجازات اسلامی، بیحس یا بیهوش کردن مجنیعلیه الزامی است. به بیانی دیگر اگر جنایت بر مجنیعلیه در حالت عادی اتفاق افتاده باشد که در این حالت قصاص مرتکب جنایت بر عضو بدون بیهوشی یا بیحس کردن عضو محکوم حق مجنیعلیه است و باید نظر او در این خصوص جلب شود اما مداوا یا بیهوش نمودن وی پس از اجرای قصاص امکانپذیر خواهد بود (مستنبط از ماده 445 قانون مجازات اسلامی). فلذا پس از اجرای قصاص عضو بیهوش نمودن مرتکب یا بیحس نمودن اعضای او جهت جلوگیری از سرایت و آسیب بیشتر جایز میباشد.
بیشتر بخوانید: شرایط اضافی لازم جهت قصاص عضو
نکات مهم در خصوص اجرای قصاص عضو
1- اگر یک خانم باردار محکوم به اجرای قصاص عضو شده باشد، چنانچه احتمال آن برود که پیش یا پس از وضع حمل او ، خطری متوجه کودک او شود، تا زمانی که آن خطر مرتفع نشود، قصاص به تاخیر خواهد افتاد. نکته مهم و قابل توجه آن است که اجرای قصاص نفس در خصوص خانم باردار بصورت کلی تا زمان وضع حمل اجرای قصاص به تعویق میافتد اما در ارتباط با اجرای قصاص عضو، اجرای مجازات در صورتی به تعویق میافتد که بیم تلف یا آسیب طفل وجود داشته باشد. (مستنبط از ماده 443 قانون مجازات اسلامی)
2- اگر بعد از اجرای قصاص عضو، جنایت وارد شده به مجنیعلیه تسری پیدا کند و باعث شود که مجنیعلیه فوت نماید و یا آنکه جنایتی بزرگتر پدید آید، بطور مثال در شرایطی که مرتکب پای دیگری را قطع کرده است و مجنیعلیه اقدام به قصاص مرتکب و قطع پای او مینماید اما بعد از اجرای قصاص عضو، مجنیعلیه در نتیجه همان جنایت فوت کند، در اینصورت حق قصاص نفس برای اولیای دم وی ایجاد میشود اما باید پیش از آن، دیه پای مرتکب را که قبلاً قصاص شده است پرداخت نمایند. (مستفاد از ماده 440 قانون مجازات اسلامی)
3- تسری در جنایت در نتیجه اجرای قصاص عضو به دو علت میباشد یا بدلیل نوع جنایت است یا به دلایل شخصی در مرتکب مانند بیماری و ... یا دلایل بیرونی مانند شرایط اقلیمی و ... . در فرضی که تسری بدلیل نوع جنایت باشد، بحث اجرای قصاص منتفی است و مرتکب حسب مورد به دیه و تعزیر محکوم میشود در این شرایط اگر بنا بر تشخیص پزشکی قانونی در اجرای قصاص عضو بیم تجاوز از میزان جنایت وجود داشته باشد و امیدی هم به رفع مانع نباشد، قاضی اجرای احکام کیفری پرونده را جهت تعیین تکلیف به دادگاه ارسال میکند اما اگر تسری بدلیل شخصی یا عوامل بیرونی مرتکب باشد، اجرای قصاص بعد از صدور قرار تامین کیفری مناسب تا زمان رفع مانع به تعویق خواهد افتاد. (مستنبط از مواد 86 و 87 آییننامه نحوه اجرای احکام حدود، سلب حیات، قطع عضو، قصاص نفس و عضو و جرح، دیات، شلاق، تبعید، نفی بلد، اقامت اجباری و منع از اقامت در محل یا محلهای معین)
امیدواریم مطالب برای شما مفید بوده باشد. لطفا مطالب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید و با امتیاز دادن به مطالب، ما را در جهت بهبود و تولید هر چه بیشتر مطالب یاری فرمایید. همچنین می توانید نظرات یا سوالات خود را در بخش دیدگاه ها مطرح نمایید در اسرع وقت به سوالات شما پاسخ داده خواهد شد.
مطالب مرتبط
شرایط عمومی ثبوت قصاص کدام اند؟
شرایط عمومی ثبوت قصاص کدام اند؟ واژه قصاص بمعنای متابعت کردن و دنبال کردن اثر چیزی می باشد. از منظر قانون مجازات اسلامی، قصاص کیفری است که جانی (مجرم) بدان محکوم می شود و می بایست برابر با جنایت ارتکابی باشد. قصاص در زمره جنایات علیه اشخاص می باشد. قصاص مبتنی بر سزادهی است و علاوه بر لزوم عمدی بودن عمل مجرمانه، مماثله و برابری م...
افزودن دیدگاه
دیدگاه کاربران