نحوه طرح دعوای تایید یا تنفیذ وصیت نامه
تنفیذ وصیت نامه
مهسا باقری | وکیل پایه یک دادگستری
دعوای تایید یا تنفیذ وصیت نامه
وصیت در لغت به معنای توصیه و سفارش کردن است. وصیت در اصطلاح حقوقی به عمل حقوقی گفته میشود که اثر آن، معلق به فوت تنظیمکننده وصیتنامه است، بنابراین جوهر و ذات وصیت، تصرف پس از مرگ است و فقها به سبب تعلیق وصیت بر مرگ، تصرفات پس از مرگ را «معلّقات» و تصرفات زمان حیات را «منجّزات» نامیدهاند. مقنن در پارهای از مواد قانون مدنی و همچنین قانون امور حسبی، مقررات ویژهای را در این خصوص وضع نموده است. وفق مندرجات موجود در قانون امور حسبی، وصیت به جز موارد فورس ماژور، میبایست به یکی از صور رسمی، خودنوشت و یا سری تنظیم گردد و الّا فاقد اثر حقوقی خواهد بود (وفق ماده 291 قانون امور حسبی). بنابراین اگر وصیتنامه به صورتی غیر از سه حالت فوق تنظیم گردیده باشد، افرادی که وصیت نامه به نفع آنها تنظیم شده است، میتوانند دعوای تایید یا تنفیذ وصیت نامه را در دادگاه صالح مطرح نمایند. در مقاله حاضر که توسط گروه وکلای عدالت سرا تحریر یافته است، سعی میگردد به تفصیل در خصوص نحوه طرح دعوای تایید یا تنفیذ وصیت نامه پرداخته شود.
مطلب مرتبط: نحوه ابطال وصیت نامه در دادگاه
شرایط طرح دعوای تایید یا تنفیذ وصیت نامه
جهت طرح دعوای تایید یا تنفیذ وصیت نامه لازم است که اولاً فوت وصیتکننده (موصی- انشاءکننده وصیت) احراز گردد. ثانیاً وصیتنامه به یکی از طرق سری، رسمی یا خودنوشت تنظیم نگردیده باشد. ثالثاً ارجاع موضوع به کارشناس رسمی دادگستری در خصوص بررسی صحت وصیتنامه و انتساب آن به موصی صورت پذیرد (چنانچه وراث و سایر افراد ذینفع در وصیت نامه به صحت آن اقرار نمایند، نیازی به ارجاع موضوع به کارشناس وجود ندارد). در رویه قضایی دعوای تایید یا تنفیذ وصیت نامه یک دعوای غیرمالی محسوب شده که هزینه دادرسی آن نیز بر همین اساس پرداخت میگردد. دادگاه صالح جهت طرح دعوای تایید یا تنفیذ وصیت نامه وفق ماده 20 قانون آیین دادرسی مدنی، دادگاه حقوقی محل آخرین اقامتگاه متوفی خواهد بود. نکته قابل ذکر این است که عنوان تایید وصیت نامه صحیحتر از تنفیذ وصیت نامه به نظر میرسد، چراکه واژه تنفیذ در خصوص اعمال غیرنافذ کاربرد دارد اما در وصیت، بصورت مسامحهای این دو واژه در کنار یکدیگر بکار میروند که تبدیل به رویه قضایی شده است.
مطلب مرتبط: نمونه دادخواست تنفیذ وصیت نامه عادی
نکات حقوقی مهم در طرح دعوای تایید یا تنفیذ وصیت نامه
1- وصیت وفق مواد 825 و 826 قانون مدنی به دو دسته وصیت تملیکی و وصیت عهدی تقسیم میشود. در وصیت تملیکی، وصیتکننده عین یا منفعتی از مال خود را برای زمان بعد از فوت خویش، بصورت مجانی به دیگری تملیک مینماید. وصیت تملیکی مانند هبه میباشد فقط با این تفاوت که اثر آن، معلق به فوت وصیتکننده است. وصیت عهدی وصیتی است که به موجب آن، فردی یک یا چند نفر را برای انجام اموری مامور مینماید. به وصیتکننده، موصی گفته میشود. به کسی که بموجب وصیتنامه، مامور به انجام اموری میشود، وصی میگویند. وصیت عهدی به نوعی شبیه به عقد وکالت است. وصیت عهدی یا برای اداره اموال میباشد یا برای ولایت بر محجورین.
وصیت اعم از وصیت تملیکی و عهدی، عمل رایگان محسوب میشود؛ اما دقت گردد که درج شرط عِوض در وصیت تملیکی منعی ندارد چراکه شرط جنبه فرعی دارد و ماهیت رایگان بودن وصیت را تغییر نمیدهد. همچنین سزاوار توجه است که وصیت معوض باطل است و اگر موصی میخواهد مال خود را پس از فوت به شخصی در مقابل عِوض تملیک کند میتواند در قالب وصیت عهدی این کار را انجام دهد یعنی به وصی دستور دهد که این عمل را بعد از فوت وی انجام دهد که در اینصورت، وصیت به فروش نوعی اعطای اختیار به وصی محسوب شده و منافاتی با رایگان بودن ماهیت وصیت عهدی ندارد.
بیشتر بخوانید: تفسیر ماده 825 قانون مدنی
2- در دعوای تایید یا تنفیذ وصیت نامه دادگاه در وهله اول وقت رسیدگی تعیین مینماید. پس از آن با تشکیل جلسه و استماع اظهارات طرفین و بررسی مدارک ابرازی، در صورتی که صلاح بداند، موضوع را به کارشناس رسمی دادگستری ارجاع میدهد و یا آنکه شهادت شهود را استماع مینماید. پس از آن اگر ادعای خواهان ثابت شود، حکم بر تنفیذ وصیت نامه صادر مینماید در غیر اینصورت دعوای خواهان رد میشود. در خصوص ماهیت وصیت میان حقوقدانان اختلافنظر وجود دارد عدهای مانند آقای دکتر کاتوزیان وصیت تملیکی را عقد و وصیت عهدی را ایقاع میدانند عدهای دیگر منجمله جناب دکتر صفایی ماهیت هر دو وصیت را ایقاع میدانند.
لذا به نظر میرسد که وصیت تملیکی عقدی است جایز، تملیکی، مجانی، رضایی و معلّق به فوت؛ اما وصیت عهدی، ایقاعی است جایز، عهدی، مجانی، رضایی و معلّق به فوت.
مطلب مرتبط: وصیت عهدی به چه معناست؟
3- وصیتنامه رسمی به وصیتنامهای گفته میشود که در دفترخانه اسناد رسمی تنظیم شده باشد. اعتبار این وصیت نامه همانند سایر اسناد تنظیمی در دفتر اسناد رسمی میباشد. (مستنبط از ماده 277 قانون امور حسبی)
وصیتنامه سری وصیتنامهای است که ممکن است که به خط فرد دیگری باشد اما در هر صورت باید به امضای موصی برسد و در اداره ثبت اقامتگاه موصی به امانت گذاشته شده باشد افرادی که سواد ندارند نمیتوانند این قسم از وصیت نامه را تنظیم کنند (مستنبط از ماده 279 قانون امور حسبی).
وصیتنامه خودنوشت به وصیتنامهای گفته میشود که تمامی آن به خط وصیتکننده نوشته شده باشد و همچنین دارای تاریخ مشخص و دقیق (روز/ماه/سال) باشد بنابراین افراد بیسواد نمیتوانند این قسم از وصیتنامه را نیز تنظیم نمایند.
مساله مهم در خصوص تنظیم وصیتنامه به هر یک از صور فوق آن است که اگر شخصی بموجب وصیت، یک یا چند تن از وراث خود را از وصیت محروم کند، این وصیت بدلیل مخالفت با قوانین آمره و نظم عمومی، نافذ نخواهد بود. (مستنبط از ماده 837 قانون مدنی)
4- در رویه قضایی علیالاصول به وصیتنامه شفاهی که صرفاً با شهادت شهود به اثبات برسد توجه نگردیده و دعوای تایید یا تنفیذ وصیت نامه رد میشود مگر آنکه دلایل اثباتی مستدلی وجود داشته باشد اما وصیتنامه کتبی عادی مورد بررسی دقیق دادگاهها قرار میگیرد. در ارتباط با دعوی تنفیذ وصیت نامه شفاهی، شعبه 16 دادگاه تجدیدنظر استان تهران طی دادنامه شماره 9309980242600760 مورخه 30-04-1394 بیان داشته است:
«از نظر قانونگذار وصیت شفاهی قابل تصور نیست و دعوی تنفیذ وصیت، صرفاً ناظر به وصیت عادی کتبی است و استفاده از لفظ «وصیتنامه»؛ ناظر به کتبی بودن آن است؛ مگر در شرایط اضطراری از قبیل جنگ یا خطر مرگ فوری و امراض مسری یا مسافرت در دریا.»
5- بعضاً مشاهده میگردد که فرد پیش از فوت خود، سهمالارث کلیه وراث خود را با تنظیم صلحنامه و یا ... تقسیم نموده اما اثر آن را به بعد از فوت خویش معلق مینماید و آن را به امضای تمامی وراث میرساند. این تقسیمنامه یا صلحنامه از آنجایی که اثر خود را معلق به فوت قرار داده، در حکم وصیت بوده و وفق ماده 834 قانون مدنی اگر برخلاف قواعد ارث و مازاد بر ثلث اموال، تقسیم شده باشد، امضای تمامی وراث ذیل آن به منزله تنفیذ وصیت نامه قلمداد میگردد. ناگفته نماند که هر یک از وراث میتوانند تا قبل از فوت موصی از اذن و تنفیذ خود رجوع نمایند چراکه تنفیذ وصیت تا پیش از فوت موصی قابل رجوع است اما بعد از فوت او دیگر قابل رد نخواهد بود.
6- گاهی اوقات ممکن است که وصیتکننده در زمان امضاء و انشای وصیت در سلامت عقلی کامل به سر ببرد اما بعد از تنظیم وصیت، محجور شود در این حالت آنچه که حائز اهمیت است اهلیت موصی در زمان انشای وصیت است نه بعد از آن (مستند به ماده 835 قانون مدنی، موصی در امور مالی خود باید عاقل، بالغ و رشید باشد). اما اگر مصلحت محجور اقتضاء نماید قیم او میتواند از وصیت رجوع کند چراکه رعایت مصلحت و غبطه محجور در زمره وظایف مهم قیم میباشد. همچنین در وصیت بر امور غیرمالی مانند تشریفات کفن و دفن موصی، وصیت سفیه معتبر است و نیازی به رشد ندارد.
7- مقنن این حق را برای موصی در نظر گرفته است که در هر زمانی که بخواهد بتواند از وصیت رجوع کند حتی اگر موصیبه را در تصرف موصیله قرار داده باشد چراکه اثر وصیت، معلّق به فوت موصی است و پیش از فوت اثری ندارد. رجوع از وصیت یا بصورت صریح است یا بصورت ضمنی. در خصوص رجوع ضمنی از وصیت میتوان اینگونه بیان نمود که از آنجایی که موصی صراحتاً از وصیت رجوع ننموده است با توجه به اوضاع و احوال حاکم بر شرایط، میبایست پی به اراده موصی برد. مقنن در ماده 839 قانون مدنی یک نمونه از رجوع ضمنی از وصیت را نام برده است که طی آن فردی دو وصیت تنظیم مینماید که وصیت دوم مخالف وصیت اول است بنابراین وصیت دوم صحیح خواهد بود.
8- شخصی که وارث نداشته باشد میتواند تمامی اموال خود را برای هر کسی که صلاح میداند وصیت کند بدون آنکه نفوذ وصیت وی را محدود به ثلث ترکه باشد (وفق نظر آقای دکتر صفایی). بنابراین متوفی بدون وارث، حق دارد که کلیه اموال خود را وصیت کند حتی اگر مصرف موصیبه در امور خیریه نباشد. نکته قابل توجه آن است که در رویه قضایی ما، نظر روشن و واحدی در این خصوص وجود ندارد منجمله آنکه اداره حقوقی قوه قضاییه در نظریه مشورتی، محدودیت وصیت به ثلث را در مورد متوفی بدون وارث نیز قابل اعمال دانسته است.
بیشتر بخوانید: سهمالارث طبقه اول وراث به چه میزان است؟
9- در وصیت تملیکی، قبول موصیله پس از فوت موصی موثر میباشد (وفق ماده 827 قانون مدنی) که این قبول، تشریفات خاصی ندارد و بصورت ضمنی هم میتواند بیان شود. اگر موصیله پیش از فوت موصی وصیت را قبول کرده باشد دیگر بعد از فوت، قبول مجدد لازم نخواهد بود (مستنبط از ماده 830 قانون مدنی). حال با قبول وصیت بعد از فوت موصی و همچنین قبض موصیبه، دیگر امکان رد وصیت وجود ندارد. چنانچه موصیله قبل از فوت موصی، وصیت را رد کند بعد از فوت او میتواند آن را قبول کند. اگر موصیله غیر محصور باشد (مانند وصیت برای فقرا) در این حالت قبول شرط نیست.
در وصیت عهدی وصی بعد از فوت موصی حق رد وصیت را ندارد (وفق ماده 834 قانون مدنی) چراکه اجرای وصیت عهدی در حالت عدم رد در زمان حیات موصی، یک وظیفه اجتماعی است که وصی نمیتواند از آن اجتناب نماید.
10- چنانچه وصیت تملیکی همراه با شرط عِوض تنظیم گردیده باشد، از آنجایی که شرط جنبه فرعی دارد و در برابر موضوع اصلی قرار نمی گیرد، بنابراین وصیت با شرط عوض همچنان رایگان تلقی میگردد. نکته دیگر آنکه وفق ماده 851 قانون مدنی، وصیت برای حمل صحیح خواهد بود به شرط آنکه زنده متولد گردد اما اگر جنین به دلیل ارتکاب جرمی سقط گردد، موصیبه به ورثه او خواهد رسید مگر آنکه جرم مانع ارث باشد (مستنبط از ماده 852 قانون مدنی).
11- نکته مهم دیگر آن است که موصی باید مالک موصیبه باشد و مستند به بخش اخیر ماده 841 قانون مدنی، وصیت به مال غیر ولو با اجازه مالک باطل است و برخلاف سایر اعمال فضولی امکان تنفیذ آن از سوی مالک وجود ندارد. لذا چنانچه پسری پیش از فوت پدرش، سهمالارث آینده خود را مال پدرش را وصایت کند، وصیت باطل است مگر آنکه وصیت را معلّق به فوت پدرش پیش از فوت خود قرار دهد. همچنین گرچه مطابق با ماده 841 قانون مدنی، «وصیت به مال غیر»، باطل است لکن «وصیت برای غیر» غیرنافذ و منوط به تنفیذ صاحب مال است؛ بطور مثال چنانچه شخصی به فرزندش بگوید اگر مادرت از دنیا رفت، خودرو متعلق به مادرت برای تو باشد، چنین وصیتی غیرنافذ بوده و منوط به تنفیذ مادر موصیله خواهد بود.
امیدواریم مطالب برای شما مفید بوده باشد. لطفا مطالب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید و با امتیاز دادن به مطالب، ما را در جهت بهبود و تولید هر چه بیشتر مطالب یاری فرمایید. همچنین می توانید نظرات یا سوالات خود را در بخش دیدگاه ها مطرح نمایید در اسرع وقت به سوالات شما پاسخ داده خواهد شد.
افزودن دیدگاه
دیدگاه کاربران
تقی یعقوبی
حسین محمدی