نحوه اجرای قصاص نفس چگونه است؟
اجرای قصاص نفس
مهسا باقری | وکیل پایه یک دادگستری
تعریف قصاص نفس
مطابق با مندرجات موجود در قانون مجازات اسلامی، قصاص نفس در زمره یکی از مهمترین نهادهای کیفری در نظام کیفری ایران است که ریشه در فقه اسلامی داشته و در قانون مجازات اسلامی بهطور مفصل مورد توجه قانونگذار قرار گرفته است. این نهاد حقوقی، بهعنوان ضمانت اجرای اصلی در برابر جنایت عمدی علیه تمامیت جسمانی انسان، نقش مهمی در تحقق عدالت کیفری، حفظ نظم اجتماعی و حمایت از حق حیات ایفا مینماید. قصاص نفس به معنای سلب حیات مرتکب جنایت عمدی بنا به درخواست اولیایدم مقتول و مطابق با حکم قطعی دادگاه، اجرا میگردد. به دلالت ماده 419 قانون مجازات اسلامی، قصاص، حق ولیدم و مجنیعلیه است که در صورت فوت آنان این حق به وراث ایشان منتقل میشود. فلذا قصاص نفس، یک حق شخصی برای اولیای دم محسوب میشود (حقالناس) و برخلاف حدود، صرفاً جنبه الهی ندارد. این ویژگی سبب شده است که قانونگذار اختیار تصمیمگیری در خصوص اجرای قصاص نفس یا گذشت یا تبدیل آن به دیه را به اولیایدم واگذار نماید. علیالاصول اجرای قصاص نفس تابع ضوابط، شرایط و تشریفات خاصی است که رعایت آنها برای جلوگیری از تضییع حقوق اشخاص ضروری میباشد. در مقاله حاضر که توسط گروه وکلای عدالت سرا تحریر یافته است، سعی میگردد به تفصیل در خصوص نحوه اجرای قصاص نفس پرداخته شود.
مطلب مرتبط: شرایط عمومی قصاص کداماند؟
مراحل اجرای قصاص نفس
همانگونه که در صدر مقاله بیان گردید، مطابق با قوانین موضوعه ایران، اجرای قصاص نفس یا عضو، حسب مورد حق قانونی و شرعی مجنیعلیه (شاکی) و یا اولیایدم میباشد و هیچکس غیر از آنان حق قصاص مرتکب را ندارد (مستند به ماده 421 قانون مجازات اسلامی)، فلذا مشخص میگردد که بدون تقاضای اولیه اولیایدم، امکان اجرای حکم قصاص وجود ندارد چراکه در جنایات عمدی نه تنها اثبات قصاص مستلزم تقاضای مجنیعلیه یا اولیایدم اوست بلکه اجرای آن نیز منوط به تقاضای ایشان میباشد. شایان ذکر است که مستند به ماده 541 قانون آیین دادرسی کیفری، جهت اجرای قصاص نفس، قاضی اجرای احکام در وهله نخست میبایست دستور دهد که اولیایدم را جهت تعیین تکلیف اجرا با همراه داشتن کارت شناسایی دعوت نمایند. چنانچه قاضی اجرای احکام پس از صدور حکم قصاص، بدون تقاضای اجرای قصاص از سوی اولیایدم، اقدام به اجرای آن نماید، خود قصاص خواهد شد چراکه مرتکب جرم نسبت به او مهدورالدم (مهدورالدم شخصی است که خونش هدر و بیارزش تلقی میشود و و تحت حمایت قانونگذار قرار نمیگیرد) محسوب نمیشود. حال در فرضی که اولیایدم جهت انجام این امر در طی مدت متعارفی در دادگاه حاضر نگردند، دادگاه با ارسال ابلاغیه به آنان اعلام میدارد که ظرف مدت مناسبی جهت تعیین تکلیف پیرامون دیه در واحد اجرای احکام حاضر شوند و الّا مطابق ماده 429 قانون مجازات اسلامی، با اخذ وثیقه مناسب و تایید رئیس حوزه قضائی و رئیس کل دادگستری استان تا تعیین تکلیف از سوی صاحب حق قصاص، مرتکب، آزاد خواهد شد. قابل توضیح است که مقصود از رئیس حوزه قضایی، رئیس حوزه قضایی است که دادگاه کیفری یک صادرکننده حکم قصاص در حوزه آن قرار دارد که حسب مورد میتواند رئیس حوزه قضایی شهرستان محل وقوع جرم یا رئیس کل دادگاههای شهرستان مرکز استان باشد.
نکته مهم و قابل توجه آن است که در اجرای قصاص نفس چنانچه همه اولیایدم یا برخی از آنان، صغیر یا مجنون باشند وفق ماده 354 قانون مجازات اسلامی، این حق برای ولی محجور ایجاد شده است که تا زمان بلوغ یا افاقه محجور، منتظر بماند و نسبت به قصاص، مصالحه یا گذشت اتخاذ تصمیم ننماید. فلذا جهت اجرای قصاص نفس در وهله نخست میبایست اولیایدم جهت تعیین تکلیف در این خصوص به دادگاه دعوت شوند. پس از دعوت از اولیایدم، حالات ذیل متصور خواهد بود:
حالت اول) عدم حضور اولیایدم
در فرضی که اولیای دم در مهلت تعیین شده جهت اجرای قصاص حاضر نگردند، در اینصورت قاضی اجرای احکام توسط دفتر دادگاه طی نامهای به مجنیعلیه اعلام میدارد با توجه به عدم حضور اولیایدم جهت تعیین تکلیف قصاص، چنانچه در اینباره اعتراض یا شکایتی دارد مراتب را اعلام تا وفق ماده 429 قانون مجازات اسلامی اقدام شود. این نامه به امضای قاضی اجرای احکام رسیده و به زندان ارسال میگردد. در صورتی که زندانی نسبت به این موضوع اعتراضی نداشته باشد تکلیف دیگری برای قاضی اجرا وجود ندارد و میبایست مجدداً از اولیایدم جهت تعیین تکلیف نسبت به اجرای حکم دعوت نماید اما چنانچه محکومعلیه شکایت داشته باشد، دادگاه صادرکننده حکم، مدت مناسبی را مشخص و به صاحب حق قصاص اعلام میدارد تا ظرف مهلت مقرر جهت مصالحه، گذشت یا اجرای قصاص حاضر شود. در صورت عدم حضور مجدد صاحب حق قصاص، دادگاه این اختیار را خواهد داشت تا تعزیر مناسب را تعیین و پس از گذشت مدت زمان آن، با اخذ وثیقه و تایید رییس حوزه قضایی و رییس کل دادگستری استان تا تعیین تکلیف نهایی صاحب حق قصاص، مرتکب جرم را آزاد نماید. فلذا چنانچه شاکی جهت اجرای قصاص، اقدامی ننماید، نمیتوان مرتکب را معطل نمود و وی با جمیع شرایط ذیل اعم از اعلام شکایت مرتکب در خصوص عدم اقدام شاکی، سپری شدن مهلت تعیین شده از سوی دادگاه، تحمل تعزیر تعیین شدن موضوع ماده 612 قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات و ماده 614 همان قانون از سوی دادگاه، سپردن وثیقه مناسب جهت حضور مرتکب جرم بعد از آزادی و تایید رییس حوزه قضایی و رییس کل دادگستری استان، مرتکب آزاد میشود. نکته مهم آن است که تصمیم دادگاه مبنی بر آزادی محکوم با سپردن وثیقه مناسب به شرح بخش پایانی ماده 429 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 قابل اعتراض نیست.
حالت دوم) حضور اولیایدم جهت اجرای قصاص
در صورتی که همه اولیایدم حضور داشته باشند قاضی اجرا صورتجلسهای را تنظیم مینماید، در اینصورت ممکن است که یا اولیایدم تقاضای قصاص نموده و یا آنکه اعلام گذشت نمایند. همچنین ممکن است که ایشان تقاضای دریافت وجهی را بنام وجهالمصالحه نمایند که مبلغ آن ممکن است کمتر یا بیشتر از مبلغ دیه شرعی باشد (مستند به ماده 361 قانون مجازات اسلامی). نکته مهم و قابل ذکر آن است که اگر حق قصاص نفس مورد مصالحه قرار گیرد و یا آنکه بنا به هر دلیلی تبدیل به دیه شود و یا آنکه برخی از اولیایدم از دیگر اولیایدمی که خواهان قصاص میباشند، مطالبه دیه نمایند، مطابق با ماده 352 قانون مجازات اسلامی، همسر مقتول به نسبت سهمالارث خود، در این مال ذیحق میباشد.
شایان ذکر است در فرضی که اولیایدم همگی کبیر باشند و متفقاً اعلام گذشت نمایند، قصاص ساقط خواهد شد و پرونده جهت اعمال مقررات مندرج در ماده 612 قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات به دادگاه فرستاده میشود اما چنانکه در میان اولیایدم، صغیر وجود داشته باشد اگر صغیر دارای ولیقهری باشد، با توجه به آنکه ولی قهری امکان تصمیمگیری در این خصوص را به جای صغیر را نیز دارد، مورد از مصادیق ماده 354 قانون مجازات اسلامی میباشد، قاضی اجرا پرونده را به دادگاه ارسال میدارد. حال در فرضی که صغیر یا محجور دارای قیم باشد (ولیقهری نداشته باشد)، از آنجایی که قیم مکلف به رعایت مصلحت طفل است و قانوناً شخصی که میبایست این مورد را بررسی نماید، دادستان است فلذا ایشان باید نظر خود را اعلام دارد که آیا مصلحت محجور در اعلام گذشت است یا خیر، در صورتی که این موضوع به تایید دادستان برسد، مقررات ماده 612 قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات اجرا خواهد شد.
حالت سوم) تقاضای قصاص
اگر اولیایدم تقاضای قصاص نمایند معمولاً رویه قضایی به اینصورت میباشد که قاضی اجرای احکام سعی در ایجاد صلح و سازش نموده و از طرق مختلفی مانند ارسال پرونده به شورای حل اختلاف یا مراجع میانجیگری یا افراد خاصی مانند امام جمعه و ... سعی در برقراری صلح و سازش و اخذ رضایت اولیایدم مینماید. اما اگر این امر میسر نگردید در صورتی که مرتکب از پرداخت وجهالمصالحه استنکاف یا ادعای اعسار نمود و یا مفاد مصالحه به هر نحو محقق نشد بر طبق مواد 361 و 362 قانون مجازات اسلامی باید عمل نمود.
مطلب مرتبط: موارد سقوط قصاص کداماند؟
نحوه اجرای قصاص نفس
به دلالت مندرجات قانونی موجود بالاخص ماده 60 آییننامه نحوه اجرای احکام حدود، سلب حیات، قطع عضو، قصاص نفس و عضو و جرح، دیات، شلاق، تبعید، نفی بلد، اقامت اجباری و منع از اقامت در محل یا محلهای معین، قاضی اجرای احکام کیفری میبایست پیش از اجرای قصاص نفس، طرفین را برای سازش دعوت نماید. در صورت عدم حصول سازش، قصاص نفس با شیوههای متعارف اعم از حلقآویز و به طنابدار آویختن مرتکب، انجام میگیرد که کمترین آزار را به قاتل میرساند (مستنبط از ماده 436 قانون مجازات اسلامی). لازم به توضیح است که در اجرای قصاص، تکمیل فرم استیذان (فرمی که حاوی اطلاعاتی اعم از مشخصات پرونده، مشخصات قاتل، مشخصات مقتول، محل وقوع جرم، تاریخ وقوع جرم و ... است) و ارسال آن برای گرفتن اذن ولی امر در قصاص، موضوع ماده 417 قانون مجازات اسلامی الزامی است. همچنین زمان اجرای قصاص نفس، حین طلوع آفتاب است مگر آنکه دادگاه زمان دیگری را تعیین نموده باشد. (وفق ماده 41 آییننامه نحوه اجرای احکام حدود، سلب حیات، قطع عضو، قصاص نفس و عضو و جرح، دیات، شلاق، تبعید، نفی بلد، اقامت اجباری و منع از اقامت در محل یا محلهای معین)
همچنین جهت اجرای قصاص نفس، قاضی اجرای احکام مکلف است که نامهای را خطاب به فرماندهی انتظامی صادر و تقاضا نماید که با توجه به تقاضای قصاص در تاریخ تعیین شده، محکومعلیه را جهت اجرای قصاص نفس در محل اجرای حکم حاضر نمایند. در شب پیش از اجرای قصاص، رئیس زندان، میبایست محکومعلیه را به سلول انفرادی منتقل نماید و چنانچه وی تقاضای ملاقات با اشخاصی را داشته باشد، با این شرط که قبول تقاضا موجب تأخیر اجرای حکم نشود، رییس زندان ترتیب آن ملاقات را خواهد داد. مضاف بر آنکه پیش از اجرای قصاص نفس، یک روحانی با محکومعلیه ملاقات و به او تذکراتی مبنی بر توبه، وصیت و ... میدهد.
نکته دیگر آنکه در روز اجرای حکم، قاضی اجرای احکام به پزشکی قانونی دستور میدهد که محکومعلیه را معاینه نموده و اظهارنظر نمایند. چنانچه محکومعلیه دچار حالت جنون، بیماری یا ... گردد، این امور هیچکدام مانع اجرای حکم نخواهد بود مگر آنکه بیماری به حدی باشد که مانع انجام تشریفات مربوط به اجرای حکم باشد که در اینصورت به دستور قاضی اجرا و موافقت دادستان، اجرای حکم تا رفع مانع به تأخیر خواهد افتاد. ذکر این نکته حائز اهمیت است که اجرای علنی قصاص نفس به دلالت ماده 499 قانون آیین دادرسی کیفری ممنوع است مگر آنکه دادگاه، اجرای علنی مجازات را ضروری تشخیص داده باشد که در اینصورت در رای خود این مورد را قید مینماید.
امیدواریم مطالب برای شما مفید بوده باشد. لطفا مطالب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید و با امتیاز دادن به مطالب، ما را در جهت بهبود و تولید هر چه بیشتر مطالب یاری فرمایید. همچنین می توانید نظرات یا سوالات خود را در بخش دیدگاه ها مطرح نمایید در اسرع وقت به سوالات شما پاسخ داده خواهد شد.
افزودن دیدگاه
دیدگاه کاربران