نحوه اعاده دادرسی در دعاوی کیفری چگونه است؟ (اعمال ماده 474 قانون آیین دادرسی کیفری)
اعاده دادرسی در دعاوی کیفری
مهسا باقری | وکیل پایه یک دادگستری
مفهوم اعاده دادرسی در دعاوی کیفری
اعاده دادرسی به معنای رسیدگی مجدد به حکم صادره در یک پرونده به دلیل وجود جهاتی است که رسیدگی مجدد را توجیه کند. اعاده دادرسی یکی از طرق فوقالعاده شکایت از آرا میباشد. در یک تقسیمبندی کلی اعتراض به آراء به طرق عادی و طرق فوقالعاده تفکیک میشوند. طرق عادی شکایت از رای به معنی آن است که اعتراض علیالاصول محدود به موضوعات و جهات خاصی نیست مانند واخواهی و تجدیدنظر اما طرق فوقالعاده شکایت از رای، محدود به جهات یا موضوعات خاص است مانند فرجام، اعاده دادرسی و اعتراض ثالث. در یک تقسیمبندی دیگر، شیوه اعتراض به رای به دو شیوه عدولی و شیوه اصلاحی تفکیک میشوند. شیوه عدولی به آن طریق شکایت از رای گفته میشود که همان دادگاهی که رای را صادر کرده است از رای خود عدول نموده و آن را تغییر میدهد که عبارتند از اعاده دادرسی، واخواهی و اعتراض ثالث. همچنین در شیوه اصلاحی، مرجع دیگری غیر از دادگاه صادرکننده رای، رای دادگاه را اصلاح میکند (تجدیدنظر).
اعاده دادرسی در دعاوی کیفری یکی از طرق فوقالعاده شکایت از احکام محکومیت قطعی دادگاه به شمار میرود. بنابراین در خصوص قرارهای قطعی که از دادگاه صادر میگردد، بحث اعاده دادرسی منتفی میباشد (به بیانی دیگر اعاده دادرسی مختص رسیدگی به احکام بوده و به موجب آن، امکان رسیدگی مجدد به دعوا، نزد مرجع صادرکننده حکم مورد درخواست اعاده دادرسی، میسر میگردد). نکته مهم و قابل توجه آن است که اعاده دادرسی در دعاوی کیفری فقط شامل حکم محکومیت شده و در صورت صدور حکم برائت قطعی، امکان اعاده دادرسی در دعاوی کیفری میسر نمیباشد. مطابق با قوانین و مقررات قانونی موجود، اصولاً پس از صدور و قطعیت حکم صادره، مفاد آن به اجرا گذاشته شده و دیگر نمیتوان با اعتراض به آن، تقاضای رسیدگی مجدد به پرونده را مطرح نمود اما گاهی اوقات بنابر تجویز قانونگذار، این امکان وجود دارد که بتوان حکم محکومیتیافته قطعی را مورد اعتراض قرار داد و خواستار طرح اعاده دادرسی در دعاوی کیفری شد اعم از آنکه حکم صادره به اجرا گذاشته شده یا نشده باشد. اعاده دادرسی در دعاوی کیفری به دو طریق امکانپذیر میباشد: 1) اعاده دادرسی عام از طریق دیوان عالی کشور (اعمال ماده 474 قانون آیین دادرسی کیفری)، 2) اعاده دادرسی خاص از طریق رییس قوه قضاییه (اعمال ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری). در مقاله حاضر که توسط گروه وکلای عدالت سرا تحریر یافته است، سعی میگردد به تفصیل در خصوص نحوه اعاده دادرسی در دعاوی کیفری (اعمال ماده 474 قانون آیین دادرسی کیفری) پرداخته شود.
بیشتر بخوانید: اعاده دادرسی حقوقی چیست؟ شرایط پذیرش آن کدام است؟
نحوه اعاده دادرسی در دعاوی کیفری
به دلالت مواد قانونی موجود، حکم صادره از سوی دادگاه در سه صورت ذیل قطعی محسوب میشود:
الف) زمانی که رای صادره در زمان صدور، وفق قانون قطعی و غیرقابل اعتراض باشد. (مستنبط از ماده 427 قانون آیین دادرسی کیفری)
ب) زمانی که حکم در زمان صدور، قابل اعتراض بوده باشد اما ذینفع در مهلت مقرر قانونی، بدان اعتراض ننموده فلذا حکم صادره قطعی شده باشد.
ج) زمانی که حکم در زمان صدور، قابل اعتراض بوده و ظرف مهلت مقرر قانونی، بدان اعتراض شده و در دادگاه صالح نسبت به آن رسیدگی و اتخاذ تصمیم شده باشد.
علیایحال حکم قطعی صادر شده از سوی دادگاه مبنی بر محکومیت متهم، تحت شرایطی قابل رسیدگی مجدد از طریق دیوان عالی کشور تحت عنوان «اعاده دادرسی در دعاوی کیفری» میباشد که بدان اعمال ماده 474 قانون آیین دادرسی کیفری میگویند. علیالاصول روال رسیدگی در دادگاه بدین صورت میباشد که پس از قطعیت حکم، مفاد دادنامه صادره، صحیح فرض شده و در نتیجه قاعدهای بنام اعتبار امر مختومه یا اعتبار امر قضاوت شده ایجاد میشود. اما گاهی اوقات ممکن است که بنا به دلایلی اشتباه یا اشتباهات قضایی در حکم صادره وجود داشته باشد که در اینصورت به جهت رفع اشتباهات قضایی و جلوگیری از به کیفر رساندن متهم بیگناه، اعاده دادرسی بعنوان یکی از طرق فوقالعاده اعتراض به دعاوی کیفری پیشبینی شده است که بموجب آن، رسیدگی مجدد به پرونده تقاضا میشود.
در ارتباط با نحوه انجام اعاده دادرسی در دعاوی کیفری از طریق دیوان عالی کشور (اعمال ماده 474 قانون آیین دادرسی کیفری) میبایست بیان گردد که به دلالت ماده 474 قانون آیین دادرسی کیفری، درخواست اعاده دادرسی در خصوص احکام محکومیتیافته قطعی اعم از آنکه حکم اجرا شده یا اجرا نشده باشد، در فروض ذیل امکانپذیر میباشد:
الف) زمانی که فردی به اتهام قتل شخصی محکوم شده و سپس زنده بودن آن شخص محرز و مسلم گردد. (مستند به بند الف ماده 474 قانون آیین دادرسی کیفری)
مساله مهم و قابل ذکر آن است که منظور از زنده بودن مقتول، زمانی است که ادعا شده وی در آن زمان به قتل رسیده است. علیایحال جهت درخواست و قبول اعاده دادرسی در دعاوی کیفری، لزومی ندارد که مقتول در تاریخ درخواست نیز همچنان در قید حیات بوده باشد.
ب) به دلالت بند ب ماده 474 قانون آیین دادرسی کیفری زمانی که چند نفر به اتهام ارتکاب جرمی محکوم شوند اما ارتکاب آن جرم به گونهای باشد که نتوان برای آن، بیش از یک مرتکب تصور نمود، امکان اعاده دادرسی در دعاوی کیفری برای هر یک از این افراد میسر میباشد.
ج) به دلالت بند پ ماده 474 قانون آیین دادرسی کیفری، زمانی که فردی به علت انتساب جرمی محکوم میشود و فرد دیگری نیز به علت ارتکاب همان جرم به موجب حکم صادره از مرجع قضایی، محکوم شده باشد، به صورتی که از تعارض و تضاد مفاد دو حکم، بیگناهی یکی از این افراد احراز و مشخص گردد، امکان انجام اعاده دادرسی در دعاوی کیفری وجود خواهد داشت؛ بطور مثال شخص «الف» در شهر فومن به قتل رسیده و جسد وی در لاهیجان پیدا شده است. شخص «ب» در شهر فومن طی یک دادرسی جداگانه و شخص «ج» در شهر لاهیجان طی یک دادرسی دیگر به اتهام قتل شخص «الف» محکوم شدهاند. در اینصورت چنانچه تعارض و تضادی میان مفاد دو حکم صادره وجود داشته باشد، با انجام اعاده دادرسی و احراز موضوع مندرج در بند پ ماده 474 قانون آیین دادرسی کیفری، پس از تجویز اعاده دادسی، دادگاه مکلف است که هر یک از آراء صادره را که صحیح تشخیص دهد، تایید و دیگری را نقض نماید حال چنانچه هر دو رای را غیرصحیح تشخیص دهد پس از نقض آنها وفق مقررات رسیدگی مینماید. (مستند به ماده 481 قانون آیین دادرسی کیفری)
د) در فرضی که در ارتباط با شخصی به یک اتهام واحد، احکام متفاوتی صادر شده باشد، امکان انجام اعاده دادرسی در دعاوی کیفری وفق بند ت ماده 474 قانون آیین دادرسی کیفری، وجود خواهد داشت. نکته مهم و قابل توجه آن است که منظور مقنن از عبارت «اتهام واحد» در ماده فوقالاشاره، عمل واحد میباشد چراکه این امکان وجود دارد که شخصی به جهت یک اتهام مشابه در محلهای متفاوت مرتکب چندین جرم شده باشد مانند زمانی که شخص «الف» مرتکب چندین فقره سرقت تلفن همراه در شهرهای تهران، کرج و شیراز در خصوص شخص «ب»، شخص «ج» و شخص «د» میشود، هر چند اتهام وی در خصوص جرائم ارتکابی یکسان است اما وی به جهت ارتکاب چندین فقره سرقت در خصوص اشخاص متعدد، محاکمه و محکوم خواهد شد اما اگر وی فقط اقدام به سرقت تلفن همراه شخص «ب» در شهر تهران نموده باشد و دو مرجع نسبت به این جرم، رسیدگی و حکم قطعی صادر شده باشد، او به جهت بند ت ماده 474 قانون آیین دادرسی کیفری میتواند تقاضای اعاده دادرسی در دعاوی کیفری را مطرح نماید.
ه) زمانی که در دادگاه صالح ثابت شود که مبنای صدور حکم، اسناد یا گواهی گواهانی بوده است که جعلی بودن آن اسناد یا شهادت خلاف واقع گواهان، مشخص گردد. ذکر این نکته حائز اهمیت است که جهت پذیرش اعاده دادرسی در دعاوی کیفری به دلالت بند ث ماده 474 قانون آیین دادرسی کیفری حتماً میبایست تنها مستند صدور حکم دادگاه، گواهی گواه یا سند بوده باشد نه آنکه سند یا شهادت، فقط یکی از مستندات حکم دادگاه باشد. نکته مهم دیگری که میبایست بدان اشاره گردد آن است که شرط تجویز اعاده دادرسی در دعاوی کیفری به جهت تحقق بند ث ماده 474 قانون آیین دادرسی کیفری در خصوص شهادت کذب، مستلزم صدور حکم قطعی دادگاه کیفری در ارتباط با جرم شهادت کذب میباشد.
و) به دلالت بند ج ماده 474 قانون آیین دادرسی کیفری، در فرضی که پس از صدور حکم قطعی دادگاه، واقعه جدیدی حادث و یا ظاهر یا ادله جدیدی ارائه شود که دال بر اثبات بیگناهی محکومٌعلیه یا عدم تقصیر وی باشد امکان انجام اعاده دادرسی در دعاوی کیفری میسر خواهد شد.
ی) چنانچه ثابت شود که عمل ارتکابی جرم نبوده و یا مجازات مورد حکم بیش از مجازات مقرر قانونی باشد، میتوان مستند به بند چ ماده 474 قانون آیین دادرسی کیفری، تقاضای اعاده دادرسی در دعاوی کیفری را مطرح نمود. شایان ذکر است که ملاک و معیار تشخیص جرم نبودن عمل، زمان انجام آن عمل میباشد. علیایحال در فرضی که عملی در زمان ارتکاب، جرم تلقی شده اما پس از صدور حکم محکومیت قطعی، با نسخ قانون جزا، وصف کیفری آن عمل از بین برود و دیگر جرم تلقی نشود، میبایست مستند به بند الف ماده 10 قانون مجازات اسلامی، قرار موقوفی تعقیب صادر شود و امکان انجام اعاده دادرسی در این مورد وجود ندارد.
شایان ذکر است که به صراحت رای وحدت رویه شماره 834 مورخ ۱۴۰۲/۰۵/۲۴ هیات عمومی دیوان عالی کشور، مطابق تبصره الحاقی به ماده 18 قانون مجازات اسلامی موضوع ماده 2 قانون کاهش مجازات حبس تعزیری مصوب 1399، چنانچه دادگاه در حکم صادره، مجازات حبس را بیش از حداقل مجازات مقرر در قانون تعیین نماید، باید مبتنی بر بندهای این ماده و یا سایر جهات قانونی، علت آن را ذکر کند و با توجه به فلسفه وضع قانون کاهش مجازات حبس تعزیری در واقع از حیث تعیین مجازات مورد حکم، مجازات مقرر در قانون همان حداقل مجازات حبس است. بنابراین در مواردی که دادگاه بدون رعایت تبصره مذکور، مجازات حبس تعزیری را بیش از میزان حداقل تعیین نماید، مجازات مورد حکم بیش از مجازات مقرر قانونی محسوب میشود و به موجب قسمت اخیر بند «چ» ماده 474 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 از موجبات تجویز اعاده دادرسی است.
مطلب مرتبط: نحوه اعمال ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری
نکات مهم در خصوص اعاده دادرسی در دعاوی کیفری
1) به شرح مندرج در ماده 475 قانون آیین دادرسی کیفری، محکومٌعلیه یا وکیل یا نماینده قانونی او و در صورت فوت یا غیبت محکومٌعلیه، همسر و وراث قانونی و وصی، دادستان کل کشور و دادستان مجری حکم، حق طرح درخواست اعاده دادرسی در دعاوی کیفری را دارند. ضمن آنکه یکی از آثار مثبت اعمال ماده 474 قانون آیین دادرسی کیفری از سوی شخص محکوم، آن است که وی میتواند به استناد ماده 512 قانون آیین دادرسی کیفری، حکم قطعی مبنی بر برائت، حداکثر ظرف شش ماه از تاریخ ابلاغ رای، از دادگاه صادرکننده حکم نخستین درخواست نماید که حکم برائت از محل اعتبارات مربوط به قوه قضاییه در یکی از روزنامههای کثیرالانتشار منتشر شود.
2) اعاده دادرسی در دعاوی کیفری در حین اجرای مجازات نیز امکانپذیر است اما در خصوص پذیرش اعاده دادرسی پس از اجرای مجازات میان حقوقدانان اختلافنظر وجود دارد برخی مستند به ظواهر قانونی انجام اعاده دادرسی پس از اجرای مجازات را ممکن نمیدانند اما در مقابل عدهای دیگر از حقوقدانان معتقدند که به جهت رعایت نفع و مصلحت محکومعلیه و همچنین تاثیر آثار تبعی مجازات، امکان انجام اعاده دادرسی در دعاوی کیفری پس از اجرای مجازات نیز وجود دارد.
3) طرح درخواست اعاده دادرسی در دعاوی کیفری، مقید به مهلت خاصی نبوده و در صورتی که هر یک از اشخاص مندرج در ماده 475 قانون آیین دادرسی کیفری، درخواست اعاده دادرسی را مطرح نمایند، به درخواست آنان در یکی از شعب دیوان عالی کشور رسیدگی شده تا مشخص شود که آیا دلیل درخواست اعاده دادرسی منطبق با یکی از موارد ذکر شده در ماده 474 قانون آیین دادرسی کیفری میباشد یا خیر. وظیفه دیوان عالی کشور در این موارد، تجویز اعاده دادرسی است نه نقض آن. در صورت انطباق موضوع درخواست با یکی از موارد موضوع ماده 474 قانون آیین دادرسی کیفری، با تجویز اعاده دادرسی در دیوان عالی کشور، پرونده جهت رسیدگی مجدد به شعبه همعرض دادگاه صادرکننده حکم قطعی ارسال خواهد شد. در غیر اینصورت و در صورت عدم انطباق حکم صادره، قرار رد اعاده دادرسی صادر خواهد شد. (مستند به ماده 476 قانون آیین دادرسی کیفری)
4) در فرضی که محکومعلیه فوت نموده باشد اما رای صادره در مورد وی، مشمول یک یا چند مورد از موارد ماده 474 قانون آیین دادرسی کیفری باشد، باز هم به منظور جبران اشتباهات قضایی و زدودن لکهای که محکومیت کیفری فرد موجب آسیب به حیثیت او و خانوادهاش شده است، امکان انجام اعاده دادرسی در دعاوی کیفری وجود خواهد داشت (وفق بند الف ماده 475 قانون آیین دادرسی کیفری).
5) درخواست اعاده دادرسی در دعاوی کیفری مانع اجرای حکم قطعی نمیشود اما در صورت پذیرش درخواست و تجویز اعاده دادرسی، اجرای حکم متوقف خواهد شد. (مستنبط از ماده 478 قانون آیین دادرسی کیفری)
6) به دلالت رای وحدت رویه شماره 854 مورخ 1403/08/08 هیات عمومی دیوان عالی کشور، نظر به اینکه اعاده دادرسی موضوع ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392، از موارد رسیدگی فوقالعاده و ناظر به آراء خلاف شرع بیّن و جزو اختیارات رئیس قوه قضائیه است، لذا با تجویز آن و صدور حکم از شعب خاص دیوان عالی کشور، طبق ماده 482 همین قانون، درخواست اعاده دادرسی شخص ذینفع صرفاً در صورتی که رای صادره به جهت دیگری غیر از جهت قبلی با مسلّمات فقهی مغایرت داشته و از مصادیق ماده 477 باشد، پذیرفته خواهد شد. بنابراین درخواست اعاده دادرسی نسبت به آراء مذکور با استناد به موارد مندرج در ماده 474 قابل پذیرش نیست.
امیدواریم مطالب برای شما مفید بوده باشد. لطفا مطالب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید و با امتیاز دادن به مطالب، ما را در جهت بهبود و تولید هر چه بیشتر مطالب یاری فرمایید. همچنین می توانید نظرات یا سوالات خود را در بخش دیدگاه ها مطرح نمایید در اسرع وقت به سوالات شما پاسخ داده خواهد شد.
افزودن دیدگاه
دیدگاه کاربران
محدثه زارعی
کوروش کریمی