نحوه احضار و تحقیق از متهم در دادسرا چگونه است؟

نحوه احضار و تحقیق از متهم در دادسرا
مهسا باقری | وکیل پایه یک دادگستری
آخرین به‌روزرسانی: 14 خرداد 1405 0 16
تحقیق از متهم در دادسرا
فهرست مطالب

    احضار متهم چیست؟

    مطابق با قوانین و مندرجات قانونی موجود، بالاخص ماده 22 قانون آیین دادرسی کیفری، جهت کشف و تعقیب متهم و هم‌چنین انجام تحقیقات مقدماتی پیرامون جرم ارتکابی در حوزه قضایی هر شهرستان و در معیت دادگاه‌های آن، دادسرای عمومی و انقلاب تشکیل می‌گردد. دادسرا به عنوان مرجع تعقیب جرائم و کشف حقیقت، نقش اساسی و تعیین‌کننده‌ای در پیشبرد فرآیند دادرسی کیفری ایفا نموده است. یکی از مهم‌ترین وظایف دادسرا، احضار و تحقیق از متهم می‌باشد که با هدف کشف حقیقت و هم‌‌چنین احترام و حفظ حقوق و آزادی‌های فردی متهم صورت می‌پذیرد. قانونگذار در فصل ششم قانون آیین دادرسی کیفری در مواد 168 الی 203 در خصوص نحوه احضار و تحقیق از متهم تعیین تکلیف نموده است. در مقاله حاضر که توسط گروه وکلای عدالت سرا تحریر یافته است سعی می‌گردد به تفصیل در ارتباط با نحوه احضار و تحقیق از متهم در دادسرا پرداخته شود.

    بیشتر بخوانید: اصل برائت چیست؟ آثار آن کدام است؟

    نحوه احضار و تحقیق از متهم در دادسرا

    مستند به ماده 168 قانون آیین دادرسی کیفری و هم‌چنین حاکمیت اصل برائت در دادرسی کیفری (موضوع اصل سی و هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران) بازپرس به عنوان مقام رسیدگی‌کننده در دادسرا (مقام تحقیق)، در صورتی می‌تواند اقدام به احضار متهم نماید که دلایل کافی دال بر توجه اتهام به وی وجود داشته باشد چراکه مستند به اصل برائت، صِرف شکایت از دیگری، منجر به احضار او نخواهد شد تا زمانی که دلایل کافی در مورد اتهام انتسابی به متهم وجود داشته باشد. فلذا نخستین اقدامی که در دادسرا نسبت به متهم صورت می‌گیرد، احضار وی می‌باشد.

    در ارتباط با نحوه احضار و تحقیق از متهم در دادسرا می‌بایست بیان گردد که احضار متهم علی‌الاصول با ارسال احضاریه به عمل می‌آید (وفق ماده 169 قانون آیین دادرسی کیفری). لازم به توضیح است که در حال حاضر مستند به ماده 13 آیین‌نامه نحوه استفاده از سامانه‌های رایانه‌ای یا مخابراتی مصوب 1395، با راه‌اندازی سامانه عدل ایران، ابلاغ اوراق قضایی در بخش ابلاغ الکترونیک قضایی به عمل می‌آید که تمامی آثار ابلاغ واقعی بر آن مترتب می‌گردد. لازم به توضیح است که ورود شخص به حساب کاربری خویش و رؤیت ابلاغیه به مثابه دریافت رسید توسط وی می‌باشد. همچنین مستند به تبصره 2 همان ماده، خودداری از مراجعه به سامانه ابلاغ توسط شخص، به منزله استنکاف وی از قبول اوراق قضایی موضوع ماده 70 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی محسوب می‌گردد.

    فلذا در صورت احضار متهم، احضارنامه در سامانه ابلاغ الکترونیک وی بارگذاری شده و همزمان پیامکی نیز برای او جهت رؤیت ابلاغیه و مراجعه به سامانه، ارسال می‌شود. در احضاریه ارسالی از سوی دادسرا می‌بایست نام، نام‌خانوادگی احضارشونده، تاریخ، ساعت، محل حضور، علت حضور و نتیجه عدم حضور به متهم درج گردد (به دلالت ماده 170 قانون آیین دادرسی کیفری). لازم به توضیح است که چنان‌چه متهم، سابقه ثبت نام در سامانه ثنا را نداشته باشد، احضاریه به آدرس وی وفق مندرجات موجود در ماده 169 قانون آیین دادرسی کیفری ارسال خواهد شد. نکته مهم دیگری که می‌بایست در مورد نحوه احضار و تحقیق از متهم در دادسرا بیان گردد آن است که ابلاغ احضاریه به وی می‌بایست در مدت زمانی انجام گیرد که فاصله میان ابلاغ اوراق احضاریه و مدت زمان حضور نزد بازپرس، کمتر از پنج روز نباشد. (به دلالت ماده 171 قانون آیین دادرسی کیفری)

    شایان ذکر است که پس از حضور متهم در دادسرا، بازپرس مکلف می‌باشد که بلافاصله انجام تحقیقات از متهم را شروع نماید (مستفاد از ماده 189 قانون آیین دادرسی کیفری). مساله مهم دیگری که در خصوص احضار و تحقیق از متهم در دادسرا می‌بایست بیان گردد آن است که متهم این حق قانونی را دارد تا در مرحله تحقیقات مقدماتی یک نفر وکیل دادگستری را همراه خود داشته باشد بازپرس یا دادیار رسیدگی‌کننده به پرونده مکلف است که پیش از شروع به تحقیقات، این حق قانونی را به متهم تفهیم نموده تا او بتواند جهت ارائه دفاعیات خویش به همراه وکیل خود اقدام نماید. (مطابق با ماده 190 قانون آیین دادرسی‌ کیفری)

    پس از ذکر مشخصات هویتی متهم و ذکر سوءسابقه یا عدم سوءسابقه وی و هم‌چنین ذکر محل اقامت او، موضوع اتهام و دلایل ابرازی شاکی به متهم اعلام و تحقیقات از وی آغاز می‌گردد (مستند به ماده 193 قانون آیین دادرسی کیفری). ناگفته نماند که به دلالت ماده 197 قانون آیین دادرسی کیفری، متهم این حق را دارد که سکوت اختیار نماید در این‌صورت مراتب عدم پاسخگویی وی در برگه صورتجلسه قید می‌شود. نکته مهم دیگری که در خصوص احضار و تحقیق از متهم در دادسرا می‌بایست بیان گردد آن است که در جرائم مستوجب سلب حیات، حبس ابد، قطع عضو و یا تعزیرات درجه چهار و بالاتر و نیز در جنایت‌های عمدی علیه تمامیت جسمانی که میزان دیه آنها ثلث دیه کامل مجنی‌علیه یا بیشتر باشد، بازپرس مکلف است به واحد مددکاری دستور دهد تا نسبت به تشکیل پرونده شخصیت متهم در حین انجام تحقیقات اقدام نماید. (وفق ماده 203 قانون آیین دادرسی کیفری) (مطالعه دستورالعمل تشکیل پرونده شخصیت متهم مصوب 1398 رئیس محترم قوه قضاییه خالی از لطف نمی‌باشد.)

    سزاوار توجه است که قانونگذار این احکام را برای بازپرس یا دادیار فراهم نموده است تا به منظور دسترسی به متهم و حضور به‌موقع او در دادسرا و هم‌چنین جلوگیری از فرار وی و ... در صورتی که دلایل کافی ‌برای انتساب اتهام به وی وجود داشته باشد یکی از قرارهای تأمین کیفری اعم از قرار کفالت، قرار التزام به حضور، قرار وثیقه و ... را مستند به ماده 217 قانون آیین دادرسی کیفری صادر نماید.

    النهایه پس از طی نمودن تمامی مراحل فوق در احضار و تحقیق از متهم در دادسرا، چنان‌چه بنابر نظر دادیار یا بازپرس رسیدگی‌کننده به پرونده، دلایل کافی دال بر توجه اتهام به متهم وجود نداشته و یا آنکه عمل ارتکابی، جرم نباشد، اقدام به صدور قرار منع تعقیب می‌نماید لکن در صورت جرم بودن عمل و وجود دلایل کافی دال بر توجه اتهام به وی، قرار جلب به دادرسی صادر می‌نماید. (مستفاد از ماده 265 قانون آیین دادرسی کیفری)

    بیشتر بخوانید: تفاوت‌های میان قرارهای منع و موقوفی تعقیب کدام‌اند؟

    نکات مهم در خصوص نحوه احضار و تحقیق از متهم در دادسرا

    1) در فرضی که متهم در موعد مقرر در دادسرا حاضر نشده و عذر موجهی نیز جهت عدم حضور وی وجود نداشته باشد، به دلالت ماده 179 قانون آیین دادرسی کیفری به دستور بازپرس پرونده جلب خواهد شد. جلب متهم با صدور برگه جلب بعمل می‌آید و اجرای جلب در زمره وظایف ماموران جلب و ضابطان دادگستری می‌باشد.

    2) یکی از مسائلی که در روند تحقیق و احضار از متهم در دادسرا حائز اهمیت است آن است که متهم تحت هر شرایطی مکلف به حضور در دادسرا در موعد مقرر در احضاریه می‌باشد مگر آنکه عذر موجه خویش را اعلام نموده باشد. معاذیر موجه قانونی متهم اعم‌اند از: نرسیدن یا دیر رسیدن احضاریه به نحوی که مانع حضور او باشد، بیماری متهم یا بیماری سخت همسر، فرزند یا والدین، فوت همسر یا اقربا تا درجه سوم از طبقه دوم، در حبس یا توقیف بودن متهم و ... . (مطابق با ماده 178 قانون آیین دادرسی کیفری). نکته‌ای که می‌بایست مورد توجه قرار گیرد آن است که صِرف داشتن عذرموجه کفایت نمی‌کند و متهم می‌بایست عذرموجه خود را اعلام نماید وگرنه متهم به دستور بازپرس جلب می‌شود.

    3) در صورتی که شاکی از یک شخص حقوقی (مانند شرکت) شکایت نموده باشد، چنان‌چه دلایل کافی دال بر توجه اتهام به او وجود داشته باشد، به وی اخطار می‌شود که نماینده‌ای را جهت دفاع از خود معرفی نماید. بدیهی است که حتی در صورت معرفی نماینده، انجام اموری از قبیل جلب وی و ... در مورد نماینده ممکن نمی‌باشد لکن در هر صورت امکان احضار یا جلب مدیر یا نماینده‌ای که جرم به دستور او انجام شده است، وجود دارد.

    4) همانگونه که بیا شد مستند به ماده 171 قانون آیین دادرسی کیفری، فاصله میان ابلاغ اوراق احضاریه و زمان حضور نزد بازپرس نباید کمتر از پنج روز باشد. همچنین به دلالت ماده 445 قانون آیین دادرسی مدنی و هم‌چنین ماده 171 قانون آیین دادرسی کیفری، روز ابلاغ و روز اقدام جزء مدت ابلاغیه لحاظ نمی‌شوند. شایان ذکر است مدت زمان احضار متهم و حضور وی در دادگاه کیفری حداقل یک هفته است. (وفق ماده 343 قانون آیین دادرسی کیفری)


    امیدواریم مطالب برای شما مفید بوده باشد. در صورت مفید بودن، مقالات را با دوستان خود به اشتراک بگذارید و با امتیاز دادن به آنها، ما را در جهت بهبود و تولید هر چه بیشتر مطالب یاری فرمایید. همچنین می‌توانید نظرات یا سوالات خود را در بخش دیدگاه‌ها مطرح نمایید در صورت امکان در اسرع وقت به سوالات شما پاسخ داده خواهد شد.

    مقالات مرتبط

    مقالات دعاوی کیفری
    2 سال قبل 22650
    نحوه صدور قرار جلب دادرسی توسط دادگاه زمانی که دادیار یا بازپرس پرونده در دادسرای محل وقوع جرم، پس از انجام تحقیقات و استماع اظهارات طرفین و شهود آنان، شکایت مطروحه را وارد ندانسته و اقدام به صدور قرار منع یا موقوفی تعقیب می نماید، شاکی می تواند ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ مستند به ماده ۲۷۰ قانون آیین دادرسی کیفری نسبت به قرار صادره اعتراض نماید که به اعتراض وی در دادگاه کیفری دو رسیدگی خواهد شد. دادگاه کیفری دو با بررسی لایحه اعتراضی شاکی، یا اعتراض وی را وارد ندانسته و اقدام...
    مقالات دعاوی کیفری
    6 ماه قبل 443
    مفهوم حقوقی جهات سقوط تعقیب علی‌الاصول پس از طرح شکایت از سوی شاکی در دادسرای محل وقوع جرم، تعقیب کیفری در دادسرا تا تکمیل تحقیقات ادامه می‌یابد. در صورت وجود دلایل کافی دال بر مجرمیت متهم، قرار جلب به دادرسی صادر و پرونده به دادگاه ارسال می‌گردد، در مقابل در صورت عدم توجه اتهام به متهم، قرار منع تعقیب صادر خواهد شد. اما گاهی اوقات ممکن است که در برخی از موارد، تعقیب کیفری پیش از اتمام تحقیقات مقدماتی یا در مرحله رسیدگی و یا حتی در مرحله اجرای حکم، بنا به دلایلی ساقط شده...
    ماده ۲۲ قانون آیین دادرسی کیفری
    مبحث اول - احضار، جلب و تحقیق از متهم قانون آیین دادرسی کیفری
    ماده ۱۶۸ قانون آیین دادرسی کیفری
    اصل 37 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
    ماده ۱۶۹ قانون آیین دادرسی کیفری
    ماده 13 آیین‌نامه نحوه استفاده از سامانه‌های رایانه‌ای یا مخابراتی
    ماده ۱۷۰ قانون آیین دادرسی کیفری
    ماده ۱۷۱ قانون آیین دادرسی کیفری
    ماده ۱۸۹ قانون آیین دادرسی کیفری
    ماده ۱۹۰ قانون آیین دادرسی کیفری
    ماده ۱۹۳ قانون آیین دادرسی کیفری
    ماده ۱۹۷ قانون آیین دادرسی کیفری
    ماده ۷۰ ‌قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب (‌در امور مدنی)
    ماده ۲۰۳ قانون آیین دادرسی کیفری
    دستورالعمل تشکیل پرونده شخصیت متهم
    ماده ۲۱۷ قانون آیین دادرسی کیفری
    ماده ۲۶۵ قانون آیین دادرسی کیفری
    ماده ۱۷۹ قانون آیین دادرسی کیفری
    ماده ۱۷۸ قانون آیین دادرسی کیفری
    ماده ۴۴۵ ‌قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب (‌در امور مدنی)
    ماده ۳۴۳ قانون آیین دادرسی کیفری
    مقالات دعاوی کیفری
    4 ماه قبل 3884
    مفهوم حقوقی اصل برائت واژه برائت از منظر لغوی به معنای خلاص شدن و تبرئه شدن می‌باشد که یکی از اصلی‌ترین و مهم‌ترین اصول در حقوق بشر است که به کرات مورد تاکید قرار گرفته است. در اصطلاح علم حقوق و مستند به ماده 4 قانون آیین دادرسی کیفری اصل بر برائت است فلذا می‌بایست اصل را بر بی‌گناهی افراد قلمداد نمود. نکته مهم و قابل توجه آن است که اصل برائت فقط شامل امور کیفری نشده و در دعاوی حقوقی نیز تا زمانی که ادعای خواهان مبنی بر اشتغال ذمه خوانده با ارائه دلایل...
    مقالات دعاوی کیفری
    9 ماه قبل 28731
    قرارهای منع و موقوفی تعقیب کدام‌اند؟ در زمان طرح شکایت کیفری و ارجاع پرونده به دادسرای محل وقوع جرم، با بررسی دادیار یا بازپرس شعبه مربوطه و استماع اظهارات طرفین و هم‌چنین بررسی مدارک موجود در پرونده، اگر عمل ارتکابی جرم باشد و ادله کافی نیز جهت انتساب جرم به متهم وجود داشته باشد، قرار جلب به دادرسی صادر می‌گردد اما اگر عمل ارتکابی، جرم نباشد و یا اینکه ادله کافی جهت انتساب جرم به متهم وجود نداشته باشد، دادیار یا بازپرس پرونده، قرار منع تعقیب صادر می‌نماید. اما در صورت فوت متهم یا محکوم‌علیه،...

    افزودن دیدگاه

    دیدگاه کاربران

    دیدگاهی ثبت نشده است.